août 22, 2017

ما بدهکار هیچکس نیستیم وقتی که بدهکار شعریم


بازتاب از ماهنامه یشبکه آفتاب”  شماره ۳۶، نوروز ۱۳۹۶

سال های پایانی دهه ی چهل شمسی فرزندی دارد که اسپاسمانتالیزم یا حجم گرایی یا به اختصار حجم نامیده می شود. تولد این نوزادِ پیر (“حجم گرایی مربوط به زمان خاصی نیست”) با انتشار بیانیه ی شعر حجم (مروارید، بررسی کتاب، شماره ٤، شهریور ١٣٥٠) بحث بسیار برانگیخت تا به امروز که برای ما امر آشنایی است. مکاتبات رویایی و اسلام پور از چند جهت حائز اهمیت است. اول تاریخی؛ نوشته ای هم زمان با مانیفست که انعکاس نظریات معاصران در آن دیده شود در دست نیست و این نامه‌ها ثبت به روزِ آن واکنش‌هاست. دوم نظری؛ رویایی در این نامه‌ها نه تنها به زمینه‌های فکری و اخلاقی و فلسفی نظرگاه خود و دیگر همراهان اشاره می کند بلکه حتی پیشنهادی برای راهبری این جنبش نیز دارد. سوم شخصی و عاطفی (بگذریم از استیل نامه‌نگاری‌ای که این هر دو کاتب در کتابتِ- نویسشِ- خود دارند)؛ رابطه‌ی اسلام پور و رویایی و رابطه هایی بسیار صمیمانه که اگر غیر از این بود فرآیند پیدایش حجم اصلاً شکل نمی گرفت. انگار اسلام پور حرف رمز گشایش زبان رویایی است و نام رویایی پروازدهنده‌ی تخیل و زبان پریشان اسلام پور. این نامه ها با نام “غیبت سکوت نیست” جمع آوری و آماده‌ی انتشار شده است که امیدواریم که به زودی زود روی چاپ را به خود ببیند. تا آن موقع “تن متن” خود را مدیون محبت بی دریغ یداله رویایی می داند که اجازه داد بخش‌هایی به انتخاب ما از دو نامه‌ی این مکاتبات چاپ شود          ا . د.



*عکس و خط از پرویز اسلامپور، تهران ۱۳۴۹                           

پرویز عزیزم

انتشار مانيفست و حرف های من و تو و بيژن مثل گرهی تو گلو ها   گير كرد، اساتيد بغض كرده اند، و شاعران نسل های ماضی و جاری گويی ضربتی خورده باشند خود را تكاندند و سرگردان ماندند، عده ای به اصطلاح توطئه ي سكوت كرده اند. عده ای می  خواهند جدی نگيرند، عده ای هم خود را سمت خطاب ديده اند و می‌‌خواهند بفهمند كه ما هم می‌ بينيم؟  بسياری هستند كه تحسين می‌ كنند و از تحسين بعضيشان خنده ام می  گيرد. بسياری از روبه رو تحسين می  كنند و فهميده ام كه در پشت سر لب و لوچه به هم می  مالند… تصميم گرفتيم (با بيژن) بيشتر از آنچه نوشته ايم توضيح ندهيم، تظاهر هم نكنيم: ناچار جلو هرگونه ِ مصاحبه و نقل متن و گفت وگو و ژورناليسم بازی را گرفتم. بدين ترتيب حرف را به تدريج از طريق انتشار آثار، نقد آثارادامه  دهيم. تصميم گرفتم تمام كتاب بچه ها را، آنها كه به درد انتشار می  خورد، و من جمله ليستی را كه تو نوشته بودی، اگر يادت باشد، به  صورت لوكس و كم تيراژ مُنتها با قيمت گران تر به سرمايه ي خودمان دربياوريم، من حتا كتاب های خودم را نيز، كه دارم حاضر می  كنم، به ناشر نخواهم داد. پس كتابت را حاضر كن كه وقتی  پاريس آمدم  بگيرم و با خودم بياورم. بنابراين پنج شش كتاب شعرهست كه حتماً باید تا عید دربيايد. اين كوبنده ترين توجيه ها و پاسخ ها خواهد بود، به همه ي بچه ها می  گوييم كه بايد كار كنند، تو بايد برای همه ي آنها نمونه باشی.

 سهراب سپهری تلفن كرده بود كه : مانيفست را خوانده است، به به به چقدر خوب است كه اينقدر زنده هستيد توی اين برهوتولی خوب، البته، می دانيد … می خوام بگم كه… اِه و بالاخره خالی  كرد كه: فكر می  كنيد سرِ اين عقيده باقی  بمانيد؟  چهار سال بعد به چيزهای نوتری در هنر برسيد، آن هم در زمانی كه اين همه متحول و سريع است… منظورم اين است كه انتشار مانيفست آدم را به عقيده اش متعصب می كند و معلوم نيست كه در آينده ذهن شما و گروهِ شما به ادرا ك های تازه تری نرسد

گفتم كه اين يک کونسپسیون جهانی  است و در قلمرو تمام هنرها. ما به اين حقيقت رسيده ايم كه ناب ترين خلاقيت های ذهن بشر از كهن تا معاصر وقتی  به نابی و اطلاق رسيده است كه همين مكانيسم را داشته است كه به اختصار نوشته ايم، يعنی  عبور از اسپاسمان های ذهن، و الان اين گونه فكر می  كنيم كه ذهن انسان خلاق، در اعصار نيامده نيز، جز با عبور از اسپاسمان ها به تعالی های نيالوده و ناب نخواهد رسيد. اگر قبول می  كنيد كه اسپَسمانتاليسم به عنوان كشف تازه، شعر و هنر و معارف بشری را در گذشته و امروز و فردا حيات تازه و ديگر می  دهد كافی ست كه نه تنها مانيفست بدهيم بلكه هر دست افشانی ديگر را نيز برايش بكنيم. ما جلوِ كمال خودمان را نگرفته ايم بلكه برعكس كليدی برای كمال به دست داده ايم و جلوِ ما آنقدر فراخ است كه از ابديتش می ترسيم و نه تنها عمر ما كه عمر دنيا كافی  نخواهد بود تا به انتهای آن برسد.

حجم گرايی هيچ كس را به كمال نمی  رساند چراكه وقتی  به آنجا كه كمال است رسيد، تازه عطش كمال های ديگری تو را در ابتدای راه می  گذارد. بنابراين چهار سال ديگر برای حجم گرايی لحظه ي كوتاهی ست ولی  برای ما، سرباز های حجم گرايی، كه با ابتذال و تقليد و تصنع وعاريه مبارزه می  كنيم و تكليف خود را با خود و ديگران روشن كرده ايم و با هر خيانتی كه به اين  كشف بشود علنا و رسماً برمی خيزيم؛ قسمتی  از عمر ماست و… و… و… و سر آخر گفت كه البته او هم شعر هايی  را شروع كرده است كه با شعر های قبلی اش خيلی  فرق می كند… ولی  می  خواهد بداند كه آثار شاعران شعر حجم را كجا می  تواند بخ

واند… و من آدرس های لازم را دادم و پيش خود به همان مسأله ي “سمتِ خطاب” فكر كردم. می فهمی كه؟ و چند روز بعد از آن، گلستان كه: رويايی، موقع انتشار مانيفست و اين جور حرف ها خيلی  وقت هاست كه گذشته است. گفتم چرا؟ كی  گفته گذشته است؟ گفت: آخر يک زمانی  مكتب های ادبی  و هنری می  توانستند پيشنهاد هايی  بكنند ولی  امروز


*عکس و خط از پرویز اسلامپور، تهران ۱۳۴۹

اين ها كه نوشتم مشتی از خروار بود، به قصد اين كه نمونه هايی  از انعكاس انتشار مانيفست برايت گفته باشم و تفصيل آن را وقتی  به زودی در پاريس ديدمت برايت خواهم گفت كه هر كدام خود شنيدنی است. حسين نوشته بود كه تو را ديده است بهش بگو كه من در حدود دهه ي اول دسامبر در آنجا خواهم بود
البته تاريخ دقيق تر را بعداً برای او و تو خواهم نوشت.

 

برچیده از نامه ای به پرویز اسلام پور

(تهران – بیستم آبان ۵۰ مطابق با یازده نوامبر 1971)

 

يداله رويائی @ royai AT orange DOT fr août 22, 2017 1:31 AM || Balatarin