mai 19, 2017

روزی از روزهای شعر

 

بازتاب از سایت ایلنا
یادداشتی از : محمد آزرم

برای زادروز یدالله رویایی

              روزی از روزهای شعر
 
شعر حجم رویایی، جهانی خیالی می‌سازد که فقط در شعر یعنی تعریف زیباشناختی زبان، امکان‌پذیر و محسوس می‌شود. شعری که با کشف و شهود زبانی، اضلاع پنهان زبان را آشکار می‌کند: ۱۷ اردیبهشت روز تولد «یدالله رویایی» ست. روزی از روزهای شعر مدرن فارسی. نام خورده به نام شاعری که در زبان فارسی سکونتی مثال زدنی دارد و از شعر، جهانی برای ماندن انسان، جهانی برای خواندن انسان می سازد؛ و از شعر، انسان می سازد تا هستی را با خود آشکار کند. شعری که زبان آوری می کند؛ جهان آوری می کند و یکسره آفرینش است. زبانی است یگانه با آنچه می خواند و احضار می کند آنچه را که نبوده است.

در حاشیه بیانیه شعر حجم منتشر شده در شهریور ۱۳۵۰ می خوانیم: «اگر کار شعر فقط گفتن باشد، در تاریخ ادبیات، انبوه شاعر داریم. اگر کار شعر هیجان آنچه برای گفتن داریم و خلق طرز بیان آن هیجان باشد، تا زمان نیما فقط حافظ و مولوی داریم. اگر کار شعر دیگر گفتن چیزی نباشد ولی ساختن یک قطعه باشد تا زمان نیما شاعر نداریم.»

همین جا می گویم: اگر کار شعر چگونه گفتن چیزی و خوداندیشی این چگونه گفتن باشد، پیش از «لبریخته ها» ی رویایی، شعر نداریم.

شعر حجم رویایی نه می خواهد دنیا را تغییر دهد و نه زندگی را اما برای خواننده اش هر دو را تغییر می دهد. خواننده ای که هم شعر او را به خود می خواند و احضار می کند و هم او شعر را و همین جاست که جهان آوری از امر پنهان و فضای نامرئی شعر رخ می دهد. به یاد داشته باشیم که «سوررئالیسم» برای تغییر دنیا و زندگی آمده بود اما خودش را برچسب ایدئولوژی کمونیسم کرد تا واقعیت را با خیال، متعالی کند که حتما ماجرای این تعلق یک سویه را خوانده اید که سرانجامی جز معلق شدن نداشت.

اما مساله ساز شعر حجم و شعر رویایی، ارائه یک منظر زیباشناختی جدید بود: «اسپاسمانتالیسم»؛ و باید تمایز خود را با تاثیرگذارترین منظر زیباشناختی عصر مدرن، یعنی سوررئالیسم روشن می کرد. به همین علت در حاشیه بیانیه شعر حجم می خوانیم: «اسپاسمانتالیسم، سوررئالیسم نیست. فرقش این است كه از سه بعد به ماورا می‌رسد. و در این رسیدن فقط در یك‌جا با هم ملاقات می‌كنند: در جهیدن از طول؛ گرچه در این‌جا هم جست، فوری‌تر است. حجم‌گرا در این جست خط‌ سیر از خود به جا نمی‌گذارد. در پشت سر تصویر او سه‌ بعد طی شده است، و این سه بعد طی شده، اسكله می‌سازند تا خواننده شعر حجم را به جایی برساند كه شاعر رسیده است. حجم‌گرایی نه خودكاری‌ست و، نه اختیاری. جذبه‌هایی ارادی‌ست یا اراده‌ای مجذوب. جذبه‌اش از زیبایی و زیباشناختی‌ست. اراده‌اش از شور و از شعور است. از توقع فرم و از دل‌بستن به سرنوشت شعر.»

شعر حجم رویایی، جهانی خیالی می سازد که فقط در شعر یعنی تعریف زیباشناختی زبان، امکان پذیر و محسوس می شود. شعری که با کشف و شهود زبانی، اضلاع پنهان زبان را آشکار می کند:

در حاشیه‌‌ی حالتِ خود بودم

پهلوی من از کنارِ جستجو می‌رفت

وقتی که تنم بالا

آن علت اولی‌ا را تن می‌زد

در اول جستجو بودم

او بودم

(لبریخته ۵۷)

شعر حجم حاصل و محصول ایستادن مقابل استبداد ایدئولوژی و تعهد بود. ایدئولوژی شعار و تعهد بیمار جهت داده شده با آن. به همین علت، موضوع شعر حجم، خود شعر حجم است واینجاست که ابژه و سوژه در شعر فارسی بر هم منطبق می شوند:

اندازه می‌گرفتم اگر او را

و آن صدای شب‌بو را

گر می‌شناختم،

در استخوان‌های من اکنون وهم

زیباتر می‌چرخید

وقتی که حمله،

 –آراسته در خونم–

سوهای پنهان دارد

وقتی که حمله در خونم

آراسته می‌کند سوهای پنهان را

با آن صدای شب‌بو می‌آید

وز سمت‌های خشک تنم او

می‌آید.

(لبریخته ۱۷۲)

رویایی از دلتنگی ها تا امضاها، تعریف تازه ای از شعر ارائه می کند و هر کتابش جهانی از زندگی های زبان است، آنچه عمیقا انسانی است و انسانی می ماند.

 
يداله رويائی @ royai AT orange DOT fr mai 19, 2017 12:35 AM || Balatarin