février 9, 2017

من لحظه جا


 

اکنونم

اکنون من‌ام

میان من و اکنون چیزی نیست ـ لحظه اگر چیزی باشد ـ

 

لحظه چیز نیست

می‌گذرد چیز

لحظه می‌ایستد

لحظه جا می‌ماند

جا می‌شود

جایی برای توقف چیزی که لحظه نیست

 

که هیچ لحظه در من و در اکنون نیست

آن ام و آنَن ام

نون ام

لحظه‌ی اکنونم

که پیش از آنکه به دنیا آید

می‌رود از دنیا

 

___

پاریس، ژانویه ۲۰۱۷

يداله رويائی @ royai AT orange DOT fr février 9, 2017 3:21 PM || Balatarin
Comments

"لحظه چیز نیست

می‌گذرد چیز

لحظه می‌ایستد

لحظه جا می‌ماند

جا می‌شود

جایی برای توقف چیزی که لحظه نیست"

دکتر رویایی نازنینم،

در جریان ساخت قطعه ی دوم "هر سایه پرنده ایست" به زمان فکر می کردم در جایی به مفهوم عکس و عکاسی رسیدم، نمی دانم چگونه و چطور، اما به این جمله ات در آن زمان رسیدم و حالا از تو می خوانم: "جایی برای توقف چیزی که لحظه نیست" . انگار هر عکسی توقف لحظه هست و آنی هست که بی انتها در
تکرار، مکرر می ماند. تکرارِ هیچ، هیچ ِ بی انتها، انتهای مکرر!
پس آیا ما در هیچ ِ مکرر ممتد و متواتر می شویم؟

می بوسمت،
مازیار

Posted by: Maziar Fallahpour at février 12, 2017 12:44 AM
Post a comment









Remember personal info?