septembre 28, 2016

گذشته‌ی متن : امضا


۱۵
امضا که در حاشیه می‌نشیند مرا از حاشیه برمی‌دارد، از گذشته برمی‌دارد. در متن آینده می‌نشینم بی‌آنکه بتوانم آینده را در متن بنشانم. چرا که متن، اشاره نیست، و علامت نیست. و امضا وقتی که از گذشته‌ی من سر می‌کشد، یا از گذشته‌ی چیزی برای من، تنها علامتی است برای اشاره به چیزی که متن نیست.

 

از کتاب "منِ گذشته امضا"، انتشارات نگاه، چاپ سوم

.

septembre 20, 2016

شاعرِ بزرگ شاعرِ مرده است

 

گفت : اینکه برای تجلیل شاعران باید منتظر مرگشان باشیم، انگار حرف درستی‌ است.

گفتم : چه عیبی دارد ؟


ـ  آره، برای اینکه این عیب را شما هم دارید.

ـ  چطور ؟

ـ  در تمام زندگی‌ شاملو، چیزی برایش ننوشتید ؛ همین که مرد، مقالۀ "دیوانهٔ کلمه‌ها" و "حالا تو را بهتر می‌خوانم" را نوشتید ...

ـ  این عیب از من نیست ولی عیب درستی است.

ـ  چطور ؟

ـ  شاعرانی هستند که برای تجلیلشان باید منتظر مرگشان بود، و شاعرانی که مرگشان خود تجلیل زندگی‌شان می‌شود.

ـ  فرقی می‌کند ؟

ـ  اوه، خیلی !

 

septembre 3, 2016

جای‌پای تو رسمِ فرار*

(یک شعر منتشرنشده)

 

* برای انتشار، تنها با اجازۀ مدیر این وبلاک مجاز می باشد !

septembre 2, 2016

واقعه*

(یک شعر منتشرنشده)

 

* برای انتشار، تنها با اجازۀ مدیر این وبلاک مجاز می باشد !