avril 26, 2016

موسقیِ سنتی ما


آرش عزیز

ما باید منظر موسیقایی شعر را، در موسیقی‌ ایرانی‌، از شعر نگیریم. موسیقی‌ سُنتی‌ ایران سهمی در سنتِ شعر ایران ندارد. بر عکسِ آن ولی درست است ؛ چون سُنتِ خودش را از شعر سنتی‌ِ ما می‌‌گیرد. این از گذشته، آینده‌اش نیز سهمی نخواهد داشت چون این موسیقی‌ در سطح است، سطحی است، افقی می‌‌رود و امروز ما شعر را عمودی می‌‌خواهیم ؛ شعر امروز شعری جدید، شدید و شاد است از نوع شعر حجم و شُعب آن، که شعری بالا رونده، ترانساندانتال، و استعلائی اند. موسقیِِ ما اما سر در گریبان دارد. و آنجا که عزا شدت دارد، البته جائی برای شدتِ شعر نیست.
شعرنو را موسیقی سُنتی‌ ایران  پس می‌‌زند، پذیرندۀ آن نیست، جذبش نمی‌‌کند. طبیعتی سازنده و علمی ندارد. یک موسیقی‌ بیدار و حامل نیست، دانا نیست. دانسته است. "بشنو از نی چون حکایت می‌‌کند" است، و همیشه همان حکایت است که می‌‌کند.


        تا وقت دیگر  قربانت
   

avril 23, 2016

لبریختۀ‌١٠ در خوانش رضا فرخفال


Reza Farokhfal



دیروز که هوا آفتابی بود وسط کارهای سخت روزانه این چند خط از یک شعر رویایی را به یاد میآوردم. "آنجا" کجاست در این شعر ؟ منزلگاه محبوب یا وطن محبوب ؟ دهها صفحه تئوری نمی تواند آن دو گانه "اینجا​ آنجا" یا "درون​ بیرون" یا " داخل ​ خارج" را در بحث از غربت اینگونه رسوا کند که این سطرها کرده است :

آن‌جا که نشسته‌ای
نشسته‌ای این‌جا
اینجا آنجا‌ست

وقتی که خط، حادثه می‌گیرد
و حادثه ادامه می‌گیرد
اینجا را آنجا می‌گیرد
عاشق در دریا می‌میرد
_
لبریخته  ١٠

avril 11, 2016

شورای امنیت یعنی پرهیز از جنگ به هرقیمت


آرش عزیز،

متین دفتری (احمد) حقوقدان بزرگی بود، استاد حقوق بین‌الملل دردورۀ دکتری ِدانشکدۀ حقوق؛ به یک تحقیق ۶۰ صفحه ایِ من، رساله ای کوچک در بارۀ شورای امنیت، نمرۀ ۱۱ داده بود و آنهمه را در دوکلمه خلاصه کرده بود :

شورای امنیت یعنی  پرهیز از جنگ.  و زیرش اضافه کرده بود : به هرقیمت

ولی امروز این پنج قدرت بزرگی که شورای امنیت را می‌سازند دارند امنیت ما را، دنیا را، بهم می‌ریزند. حالا که به هرقیمتی شده نباید باهم بجنگند، پس ازجانب دیگران و بی‌هم می‌جنگند : آنکه از جانب دولت سوریه می‌جنگد، با آنکه از جانب مردم سوریه ؛ اشاره‌های پیدا و پنهان دارند. جنگ‌های جانبی (نیابتی؟)، اصطلاح تازه‌ای که این روزها برای اینجور جنگ‌ها بکار می‌رود  دارد مفهوم جنگ جهانی را در حقوق بین‌المللی می‌گیرد. و شاید هم خودش به زودی تریبونی در سوربن و هاروارد  پیدا کند. بالاخره این فاناتیسم مذهبی، و این جهادیسم بی‌افسار، در تفکر فیلسوف‌ها و اندیشمندان نسل ما نباید جا و منزلتی کمتر از نازیسم و استالینیسم داشته باشد ! استارتش هم زده شده است، بخصوص اینجا در فرانسه، خودت بهتر می‌شناسی‌شان، و یا می‌خوانی‌شان.

همه طرح ِحرف می‌کنند، و نه طرح خطر. مسئله را می‌کاوند، شرح می‌دهند  و می‌شناسانند. خودِ مسئله را، و نه راه حلش را ! حالا دیگر همه اسلام را بهتر ازمن و تو می‌شناسند. و در این میان  مسافران معصوم، پناهندگان بی‌پناه، اسیران اشرف و لیبرتی،  سرهای بُریده، 13 نوامبر پاریس، گورهای جمعی صدتائی و هزارتائی، قربانیان جهل ... همه، همه‌جا فراموش می‌شوند. و نیز، البته، وظایف شورای امنیت، و آن "پرهیز"ش از جنگ، که مرا به شعری از اسماعیل شاهرودی  می‌بَرد :

ما هردومان نوازش لبریز !

 ما هردومان گرایش و پرهیز

پرهیز ِ           

هیز ِ  

هیز ِ

                                  مهربانِ دو پیکر           

تا                                 

کوچه‌باغ‌های بستر...

 

 

تا وقت دیگر قربانت                                                        

avril 6, 2016

سدّی برای رفته‌ی فرّخ*

 

 

 

 

خسته از میز و مداد و کار

                              خسته از بیرنگی تکرار

                                          

فرخ  تمیمی (١٣١٢ – ١٣۸١ )

 

 

 

 

مثل حرفی بی‌حرف، وقتی که هستِ من از هستی می‌افتد، مثل هجا که جای خودش را در واژه خالی می‌بیند، تمام هندسه‌ی بیرون را "جا" می‌بینم، هجا می‌بینم.

 

بیرونِ واژه اما سرگردان، در پیچ و در خمِِ تَرک و گریز، بیرونِ هندسی را شمایلِ بی‌ربطِ واژه‌ها می‌سازم. نه ت، نه میم، نه تَمَّت، سدّی برای رفته‌ی فرّخ : وقتی تَمیم می‌گُسلد از هم : گسیختن از همِ یک مجموع.

 

حلقه‌ای که خالیِ خود را به  خالیِ حلقه‌های دیگر می‌بازد، بازیِ گرداب را ورطه‌ی حلقه‌ها نمی‌کند. شکلی برای چهره‌ی فردای یخ : نبسته، باز.

 

 

         * ماهنامه "شبکه آفتاب"، ویژه نامه نوروز  

 

avril 2, 2016

نه شعرش شعر است نه مقالاتش مقاله


"...مثلا یدالله رویایی مگر چقدر آثارش خوانده می‌شود؟ اصلا کجای شعر ایران بوده است؟ نه شعرش شعر است و نه حتی مقالاتش، مقاله. او مقاله‌ای درباره مولانا نوشته است که همه ابیاتش را از سنایی آورده و حتی وزن آنها را هم تشخیص نداده؛ کاری که یک مخاطب معمولی شعر به راحتی می‌تواند انجام دهد اما چون اینجا هیچ کس نمی‌خواند و دقت نمی‌کند کسی هم نمی‌پرسد که چرا رویایی خوب است."
                                         (دبیر فستیوال شعر فجر)
_________

محمد آزرم :

کسی که رویایی را نشناخته، شعر مدرن فارسی را نفهمیده است
  یدالله رویایی یکی از دو چهره مهم شعر امروز فارسی است و نیازی به تریبون‌های دولتی ندارد؛
اما چنین حرف‌هایی با روحیه اعتدال و امید کاملا ناهمخوان است.
    
سه‌شنبه 22 دی 1394 - 11:42
شاعر مجموعه «هوم» درباره اهمیت حضور رویایی در دهه ۵۰، بیانیه شعر حجم و ادامه فعالیت‌های جریان سازش در مسیر شعر آوانگارد فارسی گفت:  
یکى از مقاطع مهم شعر فارسى پس از «نیما یوشیج» مقطع ظهور و شکل گرفتن «شعر حجم» است که نقش بی‌بدیل رویایی در آن انکارناپذیر است.» وی توضیح داد: «شعر حجم و بیانیه آن شکلى در شعر معاصر بوده است که با فلسفه زبان و زیباشناختى آن وارد گفت‌وگو شده و امروز به ما این امکان را داده که از مسیرهاى دیگرى این گفت‌وگو را ادامه دهیم. من با تاکید می‌گویم که اگر کسی می‌خواهد شعر مدرن فارسی را بفهمد باید شعر حجم و شعر رویایی را بشناسد. کسی که درکی از شعر رویایی ندارد، چیزی از شعر امروز نمی‌داند.»
آزرم همچنین درباره آثار و کتاب‌های مهم و تاثیرگذار رویایی که روی چند نسل از شاعران و دیدگاه آن‌ها به شعر تاثیرات بنیادین داشته، اظهار داشت: «کتاب‌های «دلتنگی‌ها»، «شعرهای دریایی»، «از دوستت دارم»، «لبریخته‌ها»، «هفتاد سنگ قبر» و «من گذشته: امضا» یدالله رویایی همه کتاب‌های بسیار با اهمیتی در شعر مدرن فارسی هستند.» وی افزود:
«از کتاب لبریخته‌ها، زمان انتشار آن در سال ۱۳۷۱ و مقارن شدنش با ظهور نسل جدیدی در شعر فارسی به سادگی نمی‌توان گذشت. «لبریخته‌ها» بار دیگر اهمیت فارسى‌نویسى و زبان‌محوری را به شعر امروز یادآورى ‌کرد و نشان مى‌داد که «شعر حجم» طى سال‌های دهه۶۰ به امرى تثبیت شده تبدیل شده است
 
 
این شاعر و منتقد ادبی ادامه داد :
 
«اما نکته مهم انتشار لبریخته‌ها این بود که سکوت شاعران درباره «شعر حجم» که مى‌توانیم آن را «نظریه شعرى رویایى» هم بنامیم، توسط شاعرانى شکست خورد که از نیمه دوم دهه ۷۰، امکان ارائه شعر‌ها و نقد‌هایشان به صورت کتاب و مقاله فراهم شد؛ یعنی شعرهای زبان‌محوری کتاب شد که شعر حجم نبودند اما توضیح فرم آن‌ها به خوانده شدن شعر رویایی کمک کرد، چرا که شعر رویایی، شعر ذهن‌های فرهیخته و جان‌های هوشمند است و نسبتی با نوشته‌های باری به هرجهت و یک بار مصرف ندارد.»
 وی در پایان و درباره اظهار نظر دبیر جشنواره دولتی فجر؛ با آن پیشینه‌ای که از جوایز دولتی در جامعه هنری و ادبی وجود دارد، گفت:
«شعر تعریف هنری زبان است و نگاه به آن از منظر جدال‌های ایدئولوژیکی عقلانی نیست و یدالله رویایی هم یکی از دو چهره مهم شعر امروز فارسی است و نیازی به تریبون‌های دولتی هم ندارد؛ اما چنین حرف‌هایی با روحیه اعتدال و امید کاملا ناهمخوان است.»
متن کامل را می توانید در این سایت بخوانید :
http://www.ana.ir/news/77848


علی قنبری، چهرۀ دیگر شعر امروز، در همین زمینه به خبرنگار " آنا " گفت :
«در زمانه‌ای که شاعران متحمل محکومیت و سانسور می‌شوند، یک جشنواره شعر دولتی از همان ابتدا شمشیر را از رو بسته‌ و به یکی از جریان‌سازترین شاعران معاصر که نسل دیروز و امروز و فردا وامدار اوست، حمله می‌برد. ویکی از نمودارهای مهم شعر معاصر ما را که جریان‌های مهم شعری دیگر را هم با خود به‌همراه دارد، و در شعر امروز هم پیکره مهمی است به کلی نادیده میگیرد؟...»
وی ادامه داد:
«باید بگویم جشنواره شعر فجر که در جذب و فراخوان شاعران این مملکت ناکام مانده، خشم و نفرتش روز‌به‌روز نسبت به شاعران بیشتر می‌شود به طوری که دبیر علمی آن، که اساسا نباید چنین موضع‌گیری‌هایی داشته باشد، در اظهار نظری غیرعلمی و کلی‌گویانه، ودر نقطه عزیمت جریان جشنواره‌اش، منکر شاعرانگی یکی از شاعران بزرگ معاصر ایران می‌شود....»
شاعر مجموعه‌هایی همچون «یک ساعت سعد با مارک وستندواچ» و " شعر ماهی صید ناشدنی" و نویسندۀ رمان "چسب و قیچی در گزارش یک ذهن اجاره‌ای"  افزود :
«...به‌خصوص شاعری ...همچون یدالله رویایی که نه تنها در ایران بلکه در کشور محل سکونتش هم یک شوالیه فرهنگی‌ بوده و موجب افتخار و مباهات ما است

متن کامل را می توانید در این سایت  بخوانید :
http://www.ana.ir/news/77940

avril 1, 2016

لبریخته ١٠



آن‌جا که نشسته‌ای

نشسته‌ای این‌جا
اینجا آنجا‌ست

وقتی که خط، حادثه می‌گیرد
و حادثه ادامه می‌گیرد
اینجا را آنجا می‌گیرد
عاشق در دریا می‌میرد
_
لبریخته 
١٠

Là où tu es sis
Tu es sis ici
L'ici est le là

Quand la ligne s'accidente
Et l'accident se prolonge
Le là prendra l'ici
L'amant meurt dans la mer
_
Versée Labiale 10