avril 28, 2014

چهرۀ دیگری از "هفتاد سنگ قبر"






نشر دوزبانیِ کتاب هفتاد سنگِ قبر

Septante pierres tombales

 

به فارسی ِ یداله رویائی     وَ    فرانسه‌ی آرش جودکی

در نمائی تازه بیرون آمد

 

مصرع های فارسی در صفحه های فرد و ترجمۀ فرانسۀ آن در صفحات ذوج، دقیقا در برابرهم، طوری تنظیم شده اند

که اهل ذوق را به خوانش همزمان ِ متن ترغیب می کند.

 

تقابل زبان‌های فارسی و فرانسه روبروی هم در این کتاب، منبع جالبی برای دانشجویان زبان، مترجمان و

منتقدان ادبی بوده ؛ ترجمۀ آن به زبان های دیگر را نیز تسهیل کرده است.


 


هفتاد سنگ قبر  دیگر نایاب نیست
 انتشارات نگاه

                                                                                                                 تهران   ۱۳۹۳

 

                                                 .

avril 23, 2014

بوطیقای شعر حجم


 

فرهنگ و ادبیات: - این گفتگو را آزاده میرشکاک به تقاضای ما  با  احمد بیرانوند نویسندۀ کتاب «بوطیقای شعر حجم» با عنوان فرعی «یدالله رویایی کیست» و چه می‌گوید انجام داده است،شاعری که بر سر حضورش در ایران تا همین چند روز پیش جنجال بود.  


    

آزاده میرشکاک: کتاب«بوطیقای شعر حجم»   با عنوان فرعی یدالله رویایی کیست و چه می‌گوید، به تازگی توسط نشر افراز روانه بازار شده است.این کتاب بر خلاف آنچه ممکن است تصور شود هیچ ربطی به هیاهوی اخیر درباره این شاعر ندارد؛ درباره شکلی از شعر است که حجم نام دارد و نام یدالله رویایی با آن گره خورده است. احمد بیرانوند مولف جوان «بوطیقای شعر حجم» در این اثر سعی کرده صادقانه و عاشقانه با شعر حجم مواجه شود و به بسیاری از ابهامات شکل‌گرفته پیرامون این نوع شعر پاسخ دهد.

 

*   میرشکاک : از عنوان کتاب شروع کنیم. دقیقا مراد شما از بوطیقا چیست؟ منظورتان بوطیقا در معنای ارسطوئی ِآن است یا معنای دیگری مورد نظرتان بوده؟

بیرانوند : بوطیقا یک معنای عام دارد و یک معنای خاص؛ معنای عام‌اش مجموعۀساختارها و فنون ِکار و نظام هنری در شعر است به آن معنا که در ادبیات و فلسفه کلاسیک آمده. خود کلمۀ بوطیقا هم تحریف شدۀ کلمۀ "پواِتیکا  poetica"ی لاتین است که در تفکر ادبی و فلسفی ، از ارسطو تا ژاکوبسون، بکار رفته وبه ما رسیده، تلفظِ معرّب آن  وارد زبان ما شده. ولی درکار من اینجا، اختصاصاً بوطیقا به معنای شیوه‌ها و روش‌هایی است که برای بیان فلسفه حجمگرائی، و هنر شاعری در شعر حجم، و بویژه شعر رویائی به کار رفته. پیش از این هم در کتاب «شرح حاشیه» یک‌سری اصول و ساختارهای فرمالیستی حجم را مطرح کرده بودم. ولی این بار به‌طور ژرف‌بینانه‌تر به حجم پرداخته‌ام و سعی کرده‌ام ساختارهای ایدئولوژیک حجم و به‌ویژه آبشخورهای فلسفی و جهان‌نگری رویایی را بررسی کنم.

* آزاده میرشکاک:  پس این اثر فقط به شعر رویایی اختصاص دارد، یعنی در اینجا مرادتان شرح "بوطیقای شعر حجم فقط از خلال اشعار رویایی است؟

احمد بیرانوند: بله، کار دیگری هم در دست پژوهش دارم که قرار است در آن به تمام شعر حجم و تبلورش در کار دیگر شاعران حجم‌گرا بپردازم.که در میان آنان شاعران توانا کم نیستند که زبان وچهرۀ خود را دارند وکارشان  میتواند آئینه ای برای بوطیقای حجم  باشد. من می‌خواستم آن کار را همزمان با کتاب "بوطیقای شعر حجم" انتشار دهم ولی چون ابتدا با کمبود منبع مواجه بودم و بعد که موارد دیگر ومناظر تازه ای  در کارم یافتم کارم را شایستۀ تأمل بیشتر دیدم ودست نگه داشتم. ما در ایران کارهائی که بنمایه آکادمیک داشته باشد نداشتیم،  وبا وجود شاعران حجمگرای بسیاری که داریم هنوزآثاری که به شکل ساختاری به حجم بپردازد کم داریم. کوشش ها و مطالعات من  هر روز به دریچه های  تازه ای می رسند که تحقیق های مرا کامل می کنند. فصل‌هایی هم از کتاب بوطیقای شعر حجم هنوز نوشته نشده اند و قرار است در چاپ بعدی به این کتاب اضافه شوند.

                                           طیفِ شاعران حجم

* میرشکاکدر حالیکه خیلی‌ها می‌گویند رویایی تنها نماینده شعر حجم است. شما با این حرف موافقید؟

بیرانوند: خیر، چون نطفه و تولد شعر حجم با رویایی نبوده بلکه بیانیه، تأسیس و تاکید بر آن، از ایشان شروع شده، اگر مفاهیم مورد نظر، مقالات و سخنرانی‌های آقای رویایی را مورد توجه قرار دهیم، متوجه می‌شویم که جای پائی از این نوع تخیل شاعرانه را  در شعر نظامی، حافظ و مولوی هم می‌توانیم  بیابیم، و یا در شعر شاعران دیگر زبان‌ها. حتی در رشته‌های دیگر هنر مثل سینما، نقاشی و موسیقی هم می‌توان ردی از گرایش‌های حجمی را پیگیری کرد. اصطلاح حجمگرائی  Espacementalisme اسپاسمانتالیسم هم از همین جاست: قلمروِ حجم در هنرهای زیبا

 آزاده میرشکاکاین درست است که شعر حجم تعریف گسترده‌تری دارد. اما قصد من چیز دیگری بود. مثالی می‌زنم؛ نماینده تام و تمام مکتب واسوخت، که تمام مولفه‌های این مکتب در شعر او متبلور شده، وحشی بافقی است. قطعا مولفه‌های واسوخت پیش از او نیز در شعر فارسی به‌طور غیرمتمرکز وجود داشته و بعد از او هم ادامه پیدا کرده. اما این مکتب ادبی یک چهره متمایز و ممتاز دارد که تمام ‌انرژی‌اش را بر آن متمرکز کرده و آن هم وحشی بافقی است. در واقع شعر واسوخت با وحشی بافقی به اوج کمال و پختگی رسید. رویایی هم تنها شاعر حجم‌گرا نیست. خودش بارها گفته که من در برخی از متون نظم و نثر کلاسیک فارسی نشانه‌ها و گرایش‌های حجمی دیده‌ام. چهره‌های درخشان دیگری از شعر امروز نظیر بیژن الهی و پرویز اسلام‌پور و... قبل از او یا همزمان با او به مولفه‌های حجم پرداختند، اما مساله این است که آیا واقعا کسی را داریم که اینطور تمام زندگی‌اش را سر شعر حجم بگذارد؟ یعنی چنان تمرکزی بر آن داشته باشد که بتوان او را نماینده تام و تمام حجم دانست؟

احمد بیرانوند: رویایی در شعر حجم کار را به جایی رسانده که نه تنها وقتی شعر می‌گوید بلکه وقتی در مورد شعر حجم صحبت می‌کند، تمام شگردهای حجمی در کلامش متبلور است. یعنی نثر رویایی مرزش را با شعر از دست داده. حتی وقتی می‌نویسد کلامش مرزهای حجمی را پشت سر می‌گذارد و از این جهت بله، ایشان نماینده تام و تمام شعر حجم است. نیما نماینده شعر نو به شمار می‌رود ولی اخوان و سهراب و فروغ و شاملو آمدند و ابعاد دیگر شعر نیمایی را تجربه کردند. حجم هم ابعاد تجربه‌نشده بسیاری دارد. هرکس هرجای دنیا اگر بخواهد شعری با اِلمان‌های حجمی بگوید، نمی‌تواند از کسی تقلید کند. به عبارت دیگر رویایی خودش است و کسی نمی‌تواند شبیه او باشد. چون اصولا در شعر حجم سکوی پرتاب طوری است که پرش هر شاعر مال خود او می‌شود. (یعنی پرش در هر تصویر و در هر استعاره طوری ساختمان می‌گیرد  که شاعرش را به جائی می بَرد که جای کس‌دیگر نیست، که فقط به او ظاهر شده است، وارمغانی‌ست به او. که منظر غائی ِحرف است. (ودر شعرحجم حرف غایت ندارد ). اگرچه رویایی تمام زندگی‌اش را صرف شعر حجم کرده ولی هرکس دیگری هم می‌تواند شعر حجم بگوید و در عین حال استقلالش را از رویایی حفظ کند و این شیوه از شعر گفتن را تجربه کند.

                                     کشتِ سبک درشعرحجم

میرشکاک :  پس شعر حجم نمی‌تواند یک سبک باشد؟

بیرانوند: حجمگرائی یک بینش است. بینش ِحجمگرائی که در آن، سبک هم غنای خودش را می گیرد،چه در تراش ِزبان که مادرِ آن است وچه در طرح زاویه‌ی دید، که شاعرش را معمار ِحرف میکند. بینش ِحجمگرائی در شعر (بینش اسپاسمان‌تالیستی) سبک نیست بلکه کِشتگاه ِسبک است. در نویسش حجمی نه تنها شاعر، که خوانندۀ او هم سبکِ خاص خودش را در خوانش ِمتن پیدا میکند

.  و اگر به‌طور جدی و متمرکز مقاله‌ای را که رویایی درباره شعر و حرکتِ استعاره نوشته مطالعه کنیم،تحت عنوان "شعر حجم، شعر حرکت" (به ترجمۀ عاطفه طاهائی، 1374)  می‌توانیم به "پرورش سبک" در تئوری و تفکر حجمی بهتر پی ببریم، بیندیشیم، و قضاوت کنیم. بخصوص به این جمله از بیانیه که بی جهت نیامده، و همۀ حرف ها را در این زمینه می زند:  " حجمگرائی شاعرانی را گروه می کند که به تجربۀ کارهای خویش رسیده اند، به لذتِ پریدن های از سه بعد."

* آزاده میرشکاک:  پس حجم، سبک نیست. سبک مولفه‌های مشخصی دارد. بعضی شاعران در یک دوره این مولفه‌های مشترک را در شعرشان به کار می‌برند، بر اساس این اشتراکات می‌توان به این نتیجه رسید که اینها به یک سبک حرف می‌زنند. می‌شود برای پیدا کردن خصایص یک سبک‌، جدول‌بندی کرد، بسامد فلان واژه و بهمان اصطلاح را پیدا کرد، مضامین و مفاهیم مشترک آثار آن سبک را شناسایی کرد و... ولی شعر حجم این نیست. رویایی نه برای خودش مرز تعیین می‌کند نه برای دیگران. او هیچ‌وقت دنبال این نبوده که بگوید چطور باید شعر گفت. او نمی‌گوید از چه چیز باید حرف زد یا چطور باید حرف زد. او می‌خواهد چه‌جور نگفتن را به ما یاد بدهد. وقتی به سراغ این شعر می‌رویم تمام مدت باید هر چیزی را که در ذهن داریم کنار بزنیم.

·                 ( ادامه ی این مکالمه رادر پست آینده  می‌خوانید)   

avril 6, 2014

یک شعرتازه *





اتّفاق          

      
تاس‌ها هرگز خالی از اتفاق نمی مانند "                                                                                   
 مالارمه                                                                                                                                            


                                                                                                                               
 دیدنی از دور می‌آید
 و هرچه دیدنی‌ست آمدنی ست
 آمدنی چهره‌ای شناخته ندارد
 ناشناخته چهره ندارد

 چهرۀ او کشفِ چهره‌ای‌ از اوست
 که در میان دو لب می‌گذرد
 و در میان دو لب جزهوای بین دو لب
 بر لب نمی‌گذرد
گاهی که می گذرد
 دیدنی چهره‌ ای شنیدنی دارد
 با پوستی شناخته از حرف   ازهجا
 وقتی به لحظه‌ی تصادف اتفاق می‌دهد
 سفیدِ صفحه دست
 سفیدِ صفحه تاس

 یک دست تاس 
 و آنچه  که می بینم  
 پیغام آنچه را که نمی بینم   


به نقل ازسایت لیلا صادقی، ویژه نامۀ یداله رویائی، بهار 1393 *