novembre 21, 2012

کتابی برای کلمات.

.
معتقدم حتی بخش " تصویری از ندیدن دنیا" به تنهایی کتابی برای تمام فصول کلمه است.
کتابی که مدعی چگونه نوشتن نیست برای چگونه در کلمه و با کلمه زیستن است.
فقط همین دوسطر تکه ای از عمیق رویایی را به مخاطب هوشمند و مشتاق هدیه می کند. مخاطبی که حتی وقتی می خواهد به غلط این جریان را به نام عرفان در شعر بکوید تکلیف خودش را با تعریف عرفان روشن می کند که عرفانی که در متنش میگوید به عقل سرخ سهروردی تکیه زده است و یا شترگاو پلنگ افیون زده ایست که امثال الهی قمشه ای از طریق رسانه به گوش و ذهن مخاطب فرو می کنند.
پس مدامِ کلمه باد رویایی که نوشته است: "شاعر معمولی وقتی که می بیند، عادت چشم خودش را دنبال می کند. اما شاعری که خرق عادت می کند شعر را در چیزهایی که نمی بیند، می بیند. 

  رضا حیرانی                                                            

novembre 9, 2012

ما آدمیم

 

  چشممان کور *    مازیار حبیبی نیا                              

..." افتتاحیه‌ی بیادماندنیِ قرن گذشته، کشتارهای جنگ جهانی اول است. پس از گرسنگی و فقرعالم‌گیر درسال‌های ١٩٣٠ گاومان دوقلو می زاید : نازیسم و فاشیسم. اندک زمانی پس از آن، ژاپنی‌ها محله به محله در شانگهای چینی‌ها را گردن می‌زدند. در گوشه‌ی دیگری ازدنیا گولاکِ استالین برپاست وجوخه‌های اعدام ارتش سرخ. جنگ جهانی دوم درآمارِکشتار می شود جنگ جهانی ِاول ِ جهان. بمباران‌های اتمی ِهیروشیما و ناکازاکی پرونده‌ی این جنگ را می‌بندد ولی پیش از آن که جهان فرصتِ سرشماری جنازه‌هایش را در نیمه‌ی اول قرن پیدا کند، در جنگ از قلم افتاده‌ی کره با پشتیبانی سازمان ملل متحد، دو و نیم میلیون جسد تازه به کل آمار قبلی اضافه می‌شود. کمتر از یک سال بعد فرانسوی‌ها به جان الجزایری‌ها می افتند و بعد نوبت به ویتنام می رسد. آمریکایی‌ها، دو هزار روز از این جنگ را به نام خود ثبت می‌کنند و همزمان در کورس مسابقات تسلیحات هسته‌ای، در رقابت‌های جنگ سرد، مقابل روس‌ها قرار می‌گیرند. در همین احوال ده‌ها هزار کشته‌ی دیگر از جوخه‌های مرگ اسالوادور، شیلی، آرژانتین و گواتمالا روی دست تاریخ باد می‌کند و مدتی بعد خِمِرهای سرخ تصمیم می‌گیرند تمام شالیزارهای کامبوج را با خون دو میلیون نفر آبیاری کنند. در اوآخر این قرن با شکوه، پس از چندین دهه سلاخی مستمر، وجدان بیدار بشریت عبارت غیر انسانی «نسل کشی» را به «پاکسازی قومی» تغییر می‌دهد. جنگ‌های داخلی مد روز می شود و صدها هزار نفر در کواسی، بوسنی ، تاجیکستان، آنگولا، اتیوپی، لیبریا، سیرالئون، کنگو، زئیر و گوآندا آن قدر قصابی می‌شوند تا بالاخره قرن بیستم تمام می‌شود و بشریت در کمال بی معرفتی قرن دیگری را آغاز کند. ٢

نظامی قرن‌ها پیش‌تر گفته بود:

معرفت از آدمیان برده اند  

و آدمیان را ز میان برده‌اند

و نکته‌ی بسیار تلخ قضیه اینجاست که متاسفانه نظامی این بیت را هشتصد سال پیش در دوره‌ی سلجوقیان و درباره‌ی زمانه‌ی خودش سروده است. خسته نباشیم! "...

٢ ذکر همۀ فجایع تاریخی در این رزومۀ سیاه ممکن نبود ولی فکر می کنم با همین موارد هم تمام حیثیتمان به عنوان آدمیزاد زیر سوآل رفته است.

 

·         ماهنامۀ "شبکۀ آفتاب" شمارۀ ٢ شهریور٩١