septembre 23, 2012

"برنوشتی بر نویسش رویا، ازعلی قنبری "

برنوشتی بر نویسش رویا                     از علی قنبری 

 به نقل از فیسبوک

Ali Ghanbari, vendredi 29 juin 2012, 15:56 ·Ali Ghanbari

اول اینکه رویایی از معدود شاعرانی است که استقبال و شیفتگی مخاطبان نسبت به شعرش سیر صعودی داشته و روز به روز ، سال به سال و دهه به دهه افزایش یافته است و دیگر اینکه لحن ونثر او بر شاعران مطرح بسیاری تاثیر گذاشته و حتی به نوعی او را به عنوان شاعر شاعران مطرح کرده است . اگر که لحن شاملو در بسیاری از سیاه مشق های نوآمده گان شعر حضور و پیرنگ داشت ، زبان رویا هنوز که هنوز است استخوان بندی شعر شاعران استخوان داری را تشکیل می دهد . تاثیر پذیری از رویا فقط به آن دسته از حجم نویسی ها ی رویایی وار برنمی گردد ، بلکه مکانیسمی  که او بازوها و مفاصل آن را بر اساس کلمه بنا نهاد و نسبت تازه ای را که با در نظر گرفتن وزن و حجم تازه ای برای کلمه رقم زد دستمایه ی کار بسیاری از شاعران شد .

و رویا باز از معدود شاعرانی است که در شروع دهه ی شصت عمرش حضور مداوم و تاثیرگذاری دارد و از آن مهمتر تک و توک شاعری است که در دهه ی هفتاد عمرش با دو کتاب بدیع « هفتاد سنگ قبر » و « من گذشته امضا ء » بدعت تازه ای گذاشت .

اولین کتاب رویایی « بر جاده های تهی » (1340 )  شامل تجربه های شاعری است که با تاسی از فضای غالب خود را به عنوان یک شاعر مطرح می کند و  « دریایی ها » (1346)  نقطه ی عزیمت او در کوبیدن راههای تازه است که در « از دوستت دارم » و« دلتنگی ها » (1346 ) نمود چشمگیری می یابد و « دلتنگی ها » فعلیت یافتن آن پتانسیلی است که رویا به عنوان حجم گرایی به کشف آن نائل شد . « لبریخته ها » (1369) تعمیم تجربه های او در « دلتنگی ها » است  .

رویایی  با « هفتاد سنگ قبر »  (1379 ) سماجت خود را به عنوان کسی که همواره راه تازه ای را می جوید به رخ می کشد  « هفتاد سنگ قبر» ، بسط مرزهای ژانریک شعر فارسی است که در آن سنگ قبرها را همچون یک سازه ی متنی و فرمی باز برای بدعت نگاری بروز می دهد . ودر « من گذشته : امضاء » می بینم که چطور یک کلمه (امضا ء) نقطه ی عزیمت و محور چندگانه ای است که یک کتاب حول آن می چرخد و از استاتیک و ایستایی یک واژه اثری دینامیک و پویا حاصل می شود که در آن زبان بصورت ابژه ای برای خودش می باشد و مهمتر از آن رويايي بدعت گذار شعر- نثر در شعر فارسي است .

رویایی و سعی مدامش در اندیشه به کلمه و خوانش و احضار متن های همه ی اعصار و میل همیشه و دقت و حساسیت خاص و فوق العاده اش به هر کنشی که به شعر برمی گردد از او شاعری ساخته که در این زمینه بسیار مورد مثال است و به واقع برای رویایی شعر پروژه ی بسیار عظیمی است که برای هر زمان و هر مکان آن برنامه دارد .

اما آنچه که درباره ی رویا بسیار قابل اهمیت است این است که رویایی اولین شاعر ماست که برای اولین بار زبانیت زبان را محمل کار خود قرار داد و برای او زبان موضوع شناسایی شد . برای او نوشتن همچون یک پروسه است ، در واقع نوشتن امری پیشا است و نه امری پسا . برای اولین بار در شعر فارسی ، متن اوست که متنی باز و متکثر است و به تکثیر دال ها می پردازد . پرداختن به وجه هستی شناسیک شعر برای اولین بار توسط رویایی صورت گرفت . خود او می گوید « من از این کلمه ی مفهوم در تمام عمرم سوءاستفاده کرده ام برای حرف زدن از چیزهایی که مفهومی نداشته اند » . درواقع رویا بود که برای نخستین بار نگاه شناخت شناسیک را به کناری گذاشت و همانطور که خود او اشاره می کند به این نتیجه می رسد که زبان اساسا به مفاهمه نمی رسد . برای او « نامریی های کلمه ، کلمه های مریی نیستند . کلمه های مریی معبرند ، گذرگاهی اند برای رسیدن به آن سوی کلمه(رویایی ) » .

و به این ترتیب در دهه ی هفتاد که اوج دوباره ی شعر فارسی پس از یک دوره ی فترت است  شعر رویایی بسیار مورد توجه و مداقه قرار می گیرد به این ترتیب به جرات می توان گفت نوشتار و رویکرد رویایی تنها نوشتاری در شعر فارسی است که از لحاظ تاریخی مشمول زمان گذشته ( سه دهه قبل ) است و بازخوانی می شود اما  درواقع شعری است همه زمانی که هرگز مشمول زمان نیست .

شعر رویا یی از همان بدو تثبیت شعری تلقی می شد که به سمت كاهش كاركردهاي اجتماعي و بیانگری می رود . اما آنچه که عملا اتفاق افتاده نشان دهنده ی این است كه شعر آوانگارد او درمقابل وجوه متافیزیکی  غالب مقاومت می کند  و آوانگاردیسم او  اگرچه درابتدا «پیچیده ، متکلف و مصنوع » تلقی شد اما استتیک او نهایتا تثبیت شد و به کلاسه بندی شعر فارسی پیوست اما همچنان در عصیان شاعران جوان این دودهه بعنوان کسی که خود نمودار منفصلی رسم کرده با عصبیت انها همراه بوده و بعنوان شاعر محبوب انها مورد مداقه قرار گرفت . او  در ابتدا با برچسب معمول آن سالها فرمالیست تلقی شد و با روند محافظه کارانه یی که مخالف تغییر بود مورد مخالفت قرار گرفت . شاید اگر تسلط رویایی بر نثر کلاسیک فارسی نبود ( چماق همیشگی شاعران سنتی بر فرق شاعران آوانگارد ) تثبیت او به سادگی رقم نمی خورد .

بوطیقای رویایی که در واقع ضد بوطیقا تلقی می شد از « دلتنگی ها » به بعد است که نمود می یابد که پس از چندی رویایی نویسی را باعث شده و به بیانیه ی حجم منتهی شد  و قدرت تحمیل خود را به رخ کشید . 

در واقع شعررویایی از ابتدا با پرسش  ساده ی « یعنی چه ؟ » روبرو شد و این بخوبی نشان دهنده ی این بود که شعر او بیش از آنکه دغدغه ی معرفت شناسیک داشته و معنا و چیستی را مد نظر داشته باشد دغدغه ی هستی شناسیک دارد و شعر خود را بر محمل وجود نهاده است .

شعر رویا با  انحراف و  گسست از نمودار شعر رایج دوره ی خود و ا‍نقطاع از بدنه شعر رسمی نه تنها بازتعريفی در تقابل با بازتوليد جريان اصلي شعر و تعاريف ژنريك ارائه داد، بلکه به سمت درهم شکستن مرزهای ژانریک نیز حرکت کرد . انتشار کتاب های « هفتاد سنگ قبر » و « من گذشته : امضاء » در پایان دهه ی هفتاد برای شاعر نشان دهنده ی نوجویی مدام رویا است .

عصیان دینامیک رویا در زمينه همبا‍فتگي نثر و شعر ، شعر را به سمتی می برد که خواننده امروز را دچار سوتفاهم در خواندن شعر او می کند ، سوتفاهی که مطلوب شعر زبان است .

حرکت دایره ای و بازتابی  رویا در دهه ی چهل به بعد ، بکارگیری از سازه های متنی و  در سنگ قبرها و بکارگیری یک مگافین (امضا) در « من گذشته : امضاء » به  مثابه يك تکنیک  سودمندانه نویسش بوطيقاي بدیعی را فرا می خواند كه بواسطه ابژه گردانی زبان  يك تجربه گرايي محض و متمايز مي‍شود .

این  ناهمسانی و چندگونه گی متني و طرا‍حي مجدد روابط متني  با سازه های  مستقل شعر رویایی را به سمتی می برد که بخوبی نشان دهنده ی مرزناپذیری زبان است .

شعر رویا را بطور کلی می توان همچون یک پروسه در نظر گرفت تا اینکه نوشتن به مثابه ی یک «محصول » در واقع در شعر او مکانیزم ها و اجرای کار اهمیت دارد و نه موضوع ، محتوا و هدف .

شعر او بر اساس طرز نویسش و شهود حرکت می کند تا اینکه  قصد ونیت ، شطح او یک منشور چند وجهی است که در آن انتشار  واژه ها همچون یک تناظر یک به یک نیست بلکه عامل تکثیر دال هاست .

در « هفتاد سنگ قبر» ، سنگ قبرها یک سازه ی متنی و فرم بسته ای برای موضوع مرگ نیستند ، بلکه موجد موجبیت اند(مگافین) و این کتاب زمینه ایست که در آن سازه واره گی شان به پرسش کشیده می شود . همینطور در « من گذشته : امضاء » می بینم که چطور یک کلمه (امضا ء) نقطه ی عزیمت و محور چندگانه ای است که یک کتاب حول آن می چرخد و از استاتیک و ایستایی یک واژه اثری دینامیک و پویا حاصل می شود که در آن زبان بصورت ابژه ای برای خودش می باشد.

در شعر رویا اساسا صورتبندی مطلق زبان ادبی موجود نیست .چیزی بنام ذات شعر و ادبیات وجود ندارد ، بلکه این کارکردهای ویژه هستند که موجودند .

شعر رویایی با تاکید بر زبانیت عامدانه مصنوع و مبهم است و او به دنبال کشش و سودای رمانتیک نیست .

شعر رویایی از ابتدا در گیر موضوع مهم در ادبیات مدرن نیمه ی دوم قرن بیستم است و آن « عدم قطعیت »است . درهم تنیده گی واژه ها و حرکت بازتابی یا دایره ای میان واژه ها و حضور مدام یک واژه با نقشمندی های صوری کلمات را به سمت تشکیل باصطلاح « واژه های تهی » می برد و بدین سان مدلول استعلایی پس زده می شود .

رویا همیشه میل شدیدی به ساختارشکنی متون عرفانی دارد و نویسش و خوانش او از این مصالح بخوبی بهره می برد . شطح شناور او از نیستی سر برمی آورد و کشف و شهود او مصروف هستمندی است و بهمین جهت شما اثری از دنیای سرمایه داری واقع گرای معمول نمی بینید . در واقع شعر رویا درگیر زبان است و بر متنیت استوار است و یک خواننده آگاه برای آن الزامی است و همانطور که دربیانیه شعر حجم آمده است این نوع شعر به سوی « شعر به مثابه ی شعر » گرایش دارد و به نوعی برعلیه « من فردی » است و بیشتر درگیر یک ساختار زبانی است تا بیانگری و تکنیک و تمهیدات در آن نقش اساسی دارد و سازه های متنی را مطمح نظر دارد تا اینکه محمل تجارب زیستی باشد . 

  • Khalil Golami یکی نظر نوشته که، «با اینکه از بیشتر کارای رویایی لذتی نبرده ام از مقاله شما ممنونم» و این موضوع نقد به نظرم سبب سوء تفاهم شده است. اگر که نوشته های شما چندان جالب نباشد ولی تعریف و تمجیدهایی که کرده دل چسب و خواندنی ست. در مورد من قضیه برعکس است. آن چه از شما دوست تر دارم در ارزیابی آقای قنبری ابدا ندیدم.Voir la traduction
  • Mansour Khorshidi تشکر دوست . سلام به رویا
    · J’aime · 1
  • Leili Galehdaran "زبان اساسن مفاهمه نیست"، زبان رابطه است. براوو علیVoir la traduction
    · J’aime · 2
  • Bita Salasi با اینکه از بیشتر کارای رویایی لذتی نبرده ام از مقاله شما ممنونم!Voir la traduction
    · J’aime · 2
  • Hengameh Fouladvand ...برای اولین بار زبانیت زبان را محمل کار خود قرار داد...رويايي بدعت گذار شعر- نثر در شعر فارسي ..نسبت تازه ای با در نظر گرفتن وزن و حجم تازه برای کلمه رقم زد..فعلیت یافتن آن پتانسیلی که رویایی به عنوان حجم گرایی به کشف آن نائل شد.."؛

    مرسی علی عزیز، مهمترین نکته های شعررویایی را بسیار روشن و موشکافانه ذکر کردی
    آوای واژه در سطح ِتماتیک می تواند-عمدا یا ناآگاه- تعیین کننده جهت و تخیل شاعرانه شود. این در شعر ِرویایی به ندرت صورت می گیرد. درود
    Voir la traduction
    ·
    ...Voir plus
    Voir la traduction
  • Ali Ghanbari Hengameh Fouladvand جمله ی قابل توجهی است هنگامه ی عزیز مرسی از دقت نظرت .Voir la traduction
    · J’aime · 1
  • Ali Ghanbari Bita Salasi بيتاي گرامي ! در مواجهه با اثر رويايي بايد نگاه ديگر گونه اي داشت . بقول جان کيج : وقتي بنظرم چيزي زيبا نيست / از خودم ميپرسم چرا زيبا نيست / بعد ميبينم هيچ دليلي ندارمVoir la traduction
    · J’aime · 2
  • ستاره انصاری رویا همیشه میل شدیدی به ساختارشکنی متون عرفانی دارد و نویسش و خوانش او از این مصالح بخوبی بهره می برد .مرسی علی قنبریVoir la traduction
    · J’aime · 1
  • Mehran Seyyedy جناب قنبري استفاده كردم و سپاس.
    · J’aime · 1
  • Ali Sobati 1. آیا به‌راستی تندرکیا و ایرانی و حتا گاه شاهرودی در زبانیت زبان شعر مقدم بر رؤیایی نیستند؟ مسلماً اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد،‌که به نظرم تاریخاً هست، باز تحلیل‌ شما از کارکرد.های شعری رؤیایی زیرسوال نمی‌رود اما تقدم بلاشرط تاریخی‌ش خوب چرا.
    2. آیا می‌شود نهایتاً و با هر میزان از بازی‌گردانی زبانی از وهله‌ی استعلایافتن معنا تن زد؟ به‌نظرم هر متنی هرچقدر هم که درون‌ماندگار باشد و در مکانیسم‌ها و کارکردهای زیباشناسیک خود غرقه، باز وهله‌هایی هست که متن از فرآیند ساخت‌وساز زبان فاصله گرفته به این فرآیند از بیرون نظر کند و خود این فرآیند را به پرسش گیرد و این خود مگر چیست جز استعلا؟
    3. قبول دارم که رؤیایی به‌شکلی بسیار پنهان و پیچیده بر شاعران استخوان‌دار تأثیر گذاشته، اما قبول ندارم که تأثیر شاملو مثلاً محدود به بیان فخیم شاملویی بوده باشد، در شعر شاعران پس از وی، با "زین‌دست" و "زین‌گونه" و "زین‌سان" و "خود اگر..."ها. بلکه اساساً درونی‌شدن موسیقی شعر که بر سرتاسر شعر دهه‌های اخیر سلطنت مطلق داشته‌ست و خود به شرطی هستی‌شناختی برای برآمدن نوعی تازه از شعر انجامیده دست‌آورد فاصله‌گیری عامدانه‌ی شاملو از نیما برای ایجاد گشتار وزنی یا کادانس در شعرست.
    4. چرا افراد بیش‌تری را تگ نمی‌کنید؟ حیف نیست یادداشت ناخوانده بماند؟
    ..
    Voir plus
    Voir la traduction
    · J’aime · 2
  • Mahmoud Dehgani خواندنی بودVoir la traduction
    · J’aime · 1

septembre 16, 2012

بدگمان باش !

پاسخ‌های «سیمین بهبهانی» و «یداله رویایی» به پرسش‌نامه‌‌ی مارسل پروست، نویسنده‌ی رمان «در جست‌ و جوی زمان از دست رفته» !
--- به نقل از فیسبوک و برگرفته
از وبلاگ : هدایت
http://friendfeed.com/farhangi/6d47c5cf
---
درسال ۱۳۵۰ خورشیدی، مجله‌‌ای به نام سپید و سیاه از برخ
ی شاعران و نویسندگان مطرح آن‌ روزگار دعوت کرد تا به پرسش‌نامه‌ی مشهور «مارسل پروست» نویسنده‌ی رمان بزرگ «سال‌های از دست رفته»، پاسخ بگویند. بیست‌وسه تن از چهره‌های ادبی به این پرسش‌نامه پاسخ دادند، که به وسیله‌ی اسماعیل جمشیدی تنظیم و به صورت هفتگی در مجله به چاپ می‌رسید. از این میان پاسخ‌های سیمین بهبهانی و یداله رویایی دو تن از شاعران پرآوازه را با هم مرور می‌کنیم. دلیل این انتخاب، پاسخ‌ مشترکی‌ست که هر دوی این شاعران، به یک پرسش داده‌اند. - هدایت

س: به نظر شما نهایت بدبختی چیست؟ ج: سیمین بهبهانی: در این‌که فکر انسان برای چاره‌اندیشی در رفع آن باز بماند./ یداله رویایی: ننوشتن و ساکت شدن .. /// س: کجا را برای زیستن دوست می‌دارید؟ ج: بهبهانی: در خانه‌ی خودم با خانواده / رویایی: تهران، پاریس و اطراف مکزیک. /// س: بالاترین تصور شما از سعادت دنیوی چیست؟ ج: بهبهانی: در این‌که عزیزان انسان خوش‌بخت باشند، به طور کلی همه خوش‌بخت باشند. / رویایی: بی‌کاری /// س: چه خطایی را زودتر خواهید بخشود؟ ج: بهبهانی: من خطاها را نمی‌بخشم، آن‌ها را تحمل می‌کنم. / رویایی: خطاهای خودم را. /// س: مردانی را که در داستان‌ها می‌پسندید کدام‌ند؟ ج: بهبهانی: گوژپشت نتردام / رویایی: اهب (از داستان موبی‌دیک) /// س: شخصیت محبوب شما در تاریخ کیست؟ ج: بهبهانی: حسین‌ابن علی / رویایی: تنهایان تاریخ، مسیح، حسین و ردکلود رییس یاغیان آپاچی /// س: زنانی که در تاریخ و یا زندگی واقعی می‌پسندید کدام‌ند؟ ج: بهبهانی: زینب خواهر حسین‌ابن علی / رویایی: زینب و مادرم /// س: زنانی که در داستان‌ها می‌پسندید کدام‌ند؟ ج: بهبهانی: مادام کاملیا / رویایی: من راجع به آن‌ها فکر نکرده‌ام /// س: نقاش برگزیده شما کیست؟ ج: بهبهانی: هیچ‌کدام را بر دیگری ترجیح نمی‌دهم / رویایی: پل کله، برنارد بوفه، سهراب سپهری /// س: آهنگ‌ساز برگزیده؟ ج: بهبهانی: همه‌ی آهنگ‌سازان را دوست دارم / رویایی: باخ، واگنر و از خودمان ناصر حسینی /// س: صفتی که در مردان می‌پسندید؟ ج: بهبهانی: این‌که در مقابل دیوانگی من عاقل باشند / رویایی: نترسیدن /// س: صفتی که در زنان می‌پسندید؟ ج: بهبهانی: جوفروش ِ گندم‌نما نباشند / رویایی: اطاعت /// س: فضیلتی که برمی‌گزینید؟ ج: بهبهانی: فضیلت هم‌سرم / رویایی: راستی /// س: مشغله‌ای که دوست دارید؟ ج: صرف وقت با هم‌سر و فرزندان‌م / رویایی: مشغله‌های زبانی /// س: دل‌تان می‌خواست به جای چه کسی بودید؟ ج: بهبهانی: فقط خودم / رویایی: به جای خودم /// س: خصلت اصلی شما؟ ج: بهبهانی: بی‌باکی، سرسختی، چاره‌جویی / رویایی: جلب می‌کنم و پابند می‌شوم.
س: عیب اساسی شما؟ ج: بهبهانی: معمولا عیب‌ اساسی زن‌ها مربوط به زیبایی‌ست و هیچ زنی به عیب خود اقرار نمی‌کند. / رویایی: باور /// س: غایت تصور شما از خوش‌بختی؟ ج: بهبهانی: زیستن در دنیایی که یک بدبخت در آن نباشد. / رویایی: کار نکردن جز در خانه‌ی خود. /// س: بزرگ‌ترین بدبختی شما؟ ج: بهبهانی: دل‌م نمی‌خواهد در این‌باره فکر کنم. تصور بدبختی از خود بدبختی مشگل‌تر است. / رویایی: کار /// س: چه رنگی را دوست دارید؟ ج: بهبهانی: قرمز / رویایی: رنگ خاک را /// س: چه گلی را برمی‌گزینید؟ ج: بهبهانی: در بهار گل سرخ و در زمستان گل یخ / رویایی: گل‌هایی که در کویر می‌رویند. مقصودم گل‌هایی هستند که تنها می‌رویند و رشد می‌کنند. از گل‌خانه بی‌زارم و بدم می‌اید. /// س: چه پرنده‌ای را دوست دارید؟ ج: بهبهانی: پرنده‌های آزاد را / رویایی: کبوتران چاهی وقتی که قنات‌های بی‌اب را تنها نمی‌گذارند. /// س: نویسندگان برتر شما کدام‌ند؟ ج: بهبهانی: هدایت، گورکی / رویایی: هرمان ملویل، هرمان هسه، سیمون‌ دوبوار و فریدون هویدا /// س: شاعران محبوب شما؟ ج: فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی، خاقانی و بسیاری دیگر / رویایی: خودم و شاعرانی که با من دوست‌ند و دوست‌شان دارم. /// س: نام‌هایی که دوست می‌دارید؟ ج: بهبهانی: من نام‌ها را برای صاحبان‌شان دوست دارم / رویایی: مادلن (نام هم‌سرم) تونتو، پیلار /// س: شخصیت‌های تاریخی که بیش‌ از همه تحقیرشان می‌کنید؟ ج: بهبهانی: همه‌ی جنگ‌آفرینان / رویایی: شاه‌سلطان حسین و ناپلئون بناپارت /// س: کدام رفرم را بیش‌تر تحسین می‌کنید؟ ج: بهبهانی: رفرمی که پس از بازگشت از آرایش‌گاه در صورت خود نمی‌بینم / رویایی: رفرمی که فرم بدهد. رفرمی که چیزی را از ریخت بیاندازد قابل تحسین نیست. رفرم باید در بطن‌ش فرم تازه‌ای داشته باشد. /// موهبتی را که دل‌تان می‌خواست از طبیعت داشته باشید؟ ج: بهبهانی: این‌که هر روز یک کتاب شعر بسازم / رویایی: زیبایی بدن /// چگونه دوست دارید بمیرید؟ ج: بهبهانی: بدون دردسر، در یک چشم به هم زدن / رویایی: هیس .. ساکت ! /// در حال حاضر وضع روانی شما چگونه است؟ ج: بهبهانی: خوب است / رویایی: منتظرم /// پیام شما چیست؟ ج: بهبهانی: دیری‌ست که دل‌دار پیامی نفرستاد / رویایی: بدگمان باش.


-----------
منظورتون از جواب مشترک، احیانا حسین و زینب نبود؟ به غیر از یکی‌ دو جواب رویایی که طنز بود، در مجموع نکتهٔ دندان‌گیری در جوابهاشون نبود. - سَمَک

بله، درست‌ه، همان جلب توجه کرده بود. در ضمن با شما موافقم که پاسخ‌های‌شان چنگی به دل نمی‌زند، هرچند خود پرسش‌نامه هم به رغم شهرت‌ش، خیلی معمولی به نظر می‌رسد. رویایی را نمی‌دانم، اما سیمین در زمان انجام این گفت و گو چهل و دوسه ساله بوده، پاسخ‌های خام‌ش تعجب‌برانگیز است.. - هدایت

:)هدایت جان احتمالا در این سوال پاسخ امام خمینی هم با ایشان مشترک بوده - ☼خُرّمدین

بله درست‌ه خرم‌دین عزیز، حکایت غریبی بوده فضای دهه‌ی ۴۰ و ۵۰:) - هدایت

شاید تنها جواب مشترکشان این بوده: «دل‌تان می‌خواست به جای چه کسی بودید؟ بهبهانی: فقط خودم - رویایی: به جای خودم». در مورد حسین بن علی و زینب٬ گرچه که هر دو ذکر کرده‌اند ولی دو نگاه مختلف را می‌شود دید. - پــرواز

پرواز جان اون تفاوت نگاه که اشاره کردی کدام است؟ - هدایت

هدایت عزیز برداشت من این است: برای بهبهانی حسین کسی است که فرزند علی است٬ تنهاست و بی رقیب٬ متصل به رشته‌ی تفکر شیعی٬ برای رویایی حسین مَثــَل دارد٬ مکرر است٬ همگنانی دارد چون مسیح و ردگلو و مهم‌تر از همه تنهایی اوست (نه یگانه بودن). برای بهبهانی زینب خواهر حسین است و باز پاره‌ای از یک زنجیر و یک دودمان٬ تکرار تفکر شیعی٬ برای رویایی زینب مانندی دارد مثل مادرش٬ کاملن زمینی و این جهانی. - پــرواز

ممنون هدایت جان، نخوانده بودم پاسخ‌های رویایی را پیش از این. - آرش خان

خواهش آرش‌خان، نظر شما چی‌ه؟ رویایی مذهبی‌ست؟ - هدایت

در یک نامه از نیما دیده بودم که از "علی (ع)" نوشته بود. ولی در مسلمان بودن نیما شک دارم. باید دید در فضای آن زمان نگاه جریان روشنفکری به این اساطیر چگونه بوده است. هدایت عزیز "بیانیه نفرت" یدالله رویایی را خوانده اید؟ - کاپیتان بلک

نه ندیدم مدرن عزیز. در مورد نیما و یکی دو مورد اخوان، داستان چیز دیگری‌ست. مشق شاعری و قضایای دیگر، حالا اگر شد در این مورد چیزی فراهم می‌کنم. به ‌ویژه در مورد شاعران خراسانی و محفل‌های ادبی‌شان، سرودن شعر در مورد شخصیت مذهبی خراسان نوعی آزمایش و مسابقه به حساب می‌آمد. اخوان یکی دو مورد را برای «روکم‌کنی » از عماد و محمد قهرمان و برخی دیگر از شاعران خراسانی سروده، که بعد از انقلاب، ناشر محترم برای اخذ مجوز لای کتاب گذاشته:) در مورد نیما یادم نیست، اما طاهباز هم گویا چنین کاری کرده بود تا مجوز انتشار مجموعه آثار نیما را گرفت. حالا تو اگر در دست‌رس داری، بیانیه‌ی نفرت رویایی را نشانی بده لطفن. - هدایت

بفرمایید - کاپیتان بلک
http://royai.malakut.org/archives/2009/08/post_132.html

سپاس فراوان مدرن عزیز. - هدایت

ارادتمندم. فکر می کنم این شعر از یدالله رویایی مانند شعر سیه کاران در میخانه ها بستند اخوان ثالث نمایانگر عقاید او باشد اگر فرصت کردید این نوشته رویایی را هم خطاب به آرشخان ببینید: - کاپیتان بلک
http://royai.malakut.org/archives/2011/05/post_178.html

شرمنده دومی را اشتباهی فرستادم... یک لحظه - کاپیتان بلک
پیدایش کردم... روکش طلایی تعصب 2 - کاپیتان بلک
http://royai.malakut.org/archives/2011/06/_2_3.html

ایرادی ندارد، اشتباه فرخنده‌ای بود. به یک نکته‌ی کلیدی اشاره کرده بود./ برای دومی هم ممنون. - هدایت

ممنون هدایت عزیز بابت این فید جالب... مرسی مدرن جان که اینقدر هنوز پرملاتترش کردی - sormeh

خوش‌حال‌م که مورد پسندت بود سرمه‌ی عزیز. - هدایت

:) قربانت سرمه جان - کاپیتان بلک

هدایت جان، آخر سالهای 40 به اعتبار نوشته های کوربن که با رویایی هم دوستی داشته است یک توجه ای به اسلام، و معنویت آن، همان عرفان، میان بخشی از روشنفکران برانگیخته شد. اما همان «بدگمان باش» ی که رویایی همان سال همچون پاسخ به اینکه چه پیامی دارید، او را دورتر و دورتر کرد. و بعد هم که انقلاب اسلامی پیش آمد. با اینحال در سالهای شصت تحت تاثیر همان کوربن دوباره اقبال به عرفان رواج یافت. با تاخیری بیست ساله و دامنه ای اینبار بس گسترده تر. - آرش خان

.. - سیاوش

خدا اموات این مارسل پروست را بیامرزد که سوالارو زیاد کشش نداد،وگرنه کار به جاهای باریک میکشید. - کاوه مازنی

بله، بالاتر اشاره شده، هم پرسش‌ها و هم پاسخ‌ها معمولی هستند، نکته‌ی خاص‌ش را آرش‌خان به دقت در کامنت‌ش اشاره کرده است. - هدایت
 
 — avec Yadolah Royai et Yadolah Royai II.
J’aime ·  · 
  • Bahar Rita Thanks for sharing:)
     · J’aime · 1
  • Mariam Danesh Amooz رمان رو متاسفانه هنوز نخواندم ولى سوال و جواب ها محشر بود . مرسىVoir la traduction
     · J’aime · 1
  • Saeid Karafarin دلم می خواست ببینم رویایی عزیز امروز چه جوابی به این سوالات می داد.
     · J’aime · 2
  • Farbod Morshed واقعاً كه ........ من هر دوى اين بزرگواران رو دوست دارم اما بايد اذعان كنم جواب هاشون در حد و اندازه بچه مدرسه اى ها بود نه افراد بالغ و صاحب انديشه.Voir la traduction
     · J’aime · 2
  • Mohammad Dehdashti دوستان خوبم فراموش نکنید که این دو شاعر دو شخصیت متفاوتند.یکی مرد و دیگری زن...هر یک احساسات و باورهای خاص خود را دارند...سیمین یک بانوست و در پاسخش احساس مشهود است ولی در پاسخ های رویایی بیشتر منطق و حس درون گرای یک مرد نو اندیش غالب است...
     · J’aime · 1
  • Nasrin Nush @mohammad dehdashti مخالفم با شما.اتفاقا رویایی در سال 50 جوان و شتاب زده بوده پس احساستیست.البته خیلی هم مهم نیست.
     · J’aime
  • Mohammad Dehdashti mokhalefam nasrin jan...agar dar khosose royaie khonde bashid motevajeh mishid k ishon az hamon dorane javani fari khkas ba tafakori khas bod k ishan ra b khtere hamin tafakore khas mishenasand...royaie dar vaghe yek shere avangarde va kheyli az zaman ma jolotare...
     · J’aime · 1
  • Petit Kaveh آقای دهدشتی تاسف آوره که در این عصر هنوز نشستید و احساسات رو فقط به زن نسبت می دید.پس اینطوره من از همه مردا با وجودی که خودم مرد هستم عقم می گیره چون مرد همیشه عاقله.البته که در این شکی نیست یدالله رویایی یک شاعر بزرگ و یک متفکر بزرگه.اما در اینم شکی ندارم که سیمین بهبهانی حداقلش از نظر عقلی سالم تر از خیلی از مرداس.ضمنا سیمین کهنه اندیش نیست.من 1سال پیش از رویایی راجع به سیمین نظر خواستم و پاسخ رویایی در وبلاگش هست.چه تاکیدی هم کردید که یکی زن یکی مرد مگه مهمه؟من عاشق رویایی هستم .اما شما سیمین نخوندید و رویایی رو هم نخوندید .این رو با اطمینان می گم .اگرم خوندید کم ترین دقتی نداشتید .بیچاره سیمین که لابد متهم شده به کهنه پرستی.ای کاش رویایی عزیز من اینجا دفاع از سیمین بکنه .
     · J’aime
  • Petit Kaveh ضمنا علاقه ی من به رویایی دقیق به خاطر احساساتشه.من ذاتا از عقل بدم می یاد.البته که شعر رویایی آوانگارده.رویایی عزیزم حرفی بزن از سیمین من دفاع کن.
     · J’aime
  • Yadolah Royai -
    ،دوستان عزیز
    آنچه را که دوستمان محمود ایمانی در تونل بی تهِ گوگل، از سی سالگی های من برگرفته و بر دیوار فیسبوک من، حالا، بازتاب داده است، به شیطنتی در کار من و یا سیمین نگیرید
    ، که من خود، آنرا به حساب برقی از هوش و از شعور او می گذارم.
    امروز، هستم. و اینکه آدم در این دنیا باشد و مفتخر به آنچه بوده نباشد، در خوی من نیست. چه جوانی ِ شادی داشته است یداله رویائی ! و چه طنز سیاهی در این حرفها! نه چیزی را جدّی گرفته و نه جدّی هائی را به چیزی. نصفِ حرفِ مرا لحن ِحرفِ من می سازد، و می بینم که نصفِ شما هنوز نصف مرا نگرفته اید. ما از خوانش های فیسبوکی، مثل خوانش های فیسبوکی از ما، همیشه سریع می گذریم.