juillet 3, 2011

ریتم شکنجه

عباس عزیز

شکنجه تاریخ دارد، کسی تاریخ شکنجه را نمی نویسد. چون مورخ تاریخ را مرور زمان می‌داند. و درمورخ هوش ِمورخ نیست. ازشکنجه حرف زدن یک امرمعاصر است، خودش وجود داشته سخن اش نه . در "ذوب شده ها"، هم خودش هست هم سخن اش .این چکه چکه هائی هم که شکنجه‌های تو را در سراسر رمان آکورد می‌کنند صدای آن سخن اند، که تاریخ نمی نویسند ولی روایت راهم از شکل نمی اندازند . آنها مفاهیمی را که در بند روایت مانده اند آزاد می کنند . معذالک درخوانش ِمن، چکه های تو نقشی بیشتر از یک آکورد دارند، نقش ریتم. و آزاد تر عمل‌ می‌کنند گاهی که در طبیعتِ روایت دست می برند . وقتی" شعر آزاد"  داریم چرا  "رمان آزاد"  تداشته باشیم ؟ 

تا وقت دیگر   قربانت                                                                     

 

يداله رويائی @ royai AT orange DOT fr juillet 3, 2011 12:50 AM || Balatarin
Comments

Boom shakalaka boom boom, prloebm solved.

Posted by: Annika at septembre 8, 2012 9:49 PM

Great common sense here. Wish I'd thouhgt of that.

Posted by: Latrice at août 25, 2011 10:57 AM

aghaye royai e bessyar aziz salam - omidvaram ke haletoon kheili kheili khoob bashe va hadeaghal 50 sale dige baramoon benevisid, lotfan nagid ke man ziaderavi mikonam in arezooye mast va ma be amssale shoma kheili ehtiag darim. shoma barye man yek shaere maamooli nistid, shoma ba nazare mohkam va siasietan cheghadr ma ro agah va agahtar mikonid. man kheili doostetoon daram be in dalil ham yek khaheshi azatoon daram, mishe lotfan kallameh ((namard va namardi)) ro ziad estefadeh nakonid, mage mard chieh ke namardesh chie bashe!!! mitoonid yek kallameh digari begash peida konid? man khodam farssiash ro peida nakardam. azatoon binahayat sepasgozaram. miboosametoon ziad. nazanin az Berlin,.-- --

Posted by: nazanin parvin at juillet 29, 2011 2:50 PM

به نام خدا

فراخوان نشریه تخصصی شعر لیچار
این سایت قرار است با همکاری ما چند نفر فعالیت خود را آغاز کند

رحیم رسولی _ روجا چمنکار _ علیرضا بدیع _ فرشته پناهی _ علی جهانگیری _الیاس علوی _ مجید سعدآبادی _ منیره حسینی _ رضا مرتضوی _ فاطمه اختصاری _ علیرضا عباسی _ سمیرا نوروزی _ کامبیز منوچهریان _ ستاره حجتی _ مرتضا شاهین نیا _ سبحان گنجی _ الناز یوسفی _ سهیل نصرتی


منتظر آثار شما هستیم
سپید. غزل. رباعی. طرح. هایکو. نقد. مقاله. طنز.
کتاب. مصاحبه. دکلمه. ترانه. ترجمه. فلش فیکشن
(فایل ورد.به همراه عکس.مشخصات.آدرس وبلاگ)


lichaaar@gmail.com

Posted by: لیچار at juillet 10, 2011 2:19 AM

دوست عزیز،
هنر ؛ رمان، شعر، مسکن نیستند و نه حتی دارو و نه اینکه راه را حتی به تو نشان دهند! اگر این طور فکر می کنی سخت در اشتباهی!
هنر تنها صیقلی ست به اعصاب زنگار گرفته ی بشر که سالهاست به خواب رفته! هر خفته ای وقتی می خواهی بیدار کنی با عذاب بیدار می شود! وقتی از خواندن اثری دلگیر و غمگین می شوی این نشانه آنست که احساساتت به خواب رفته! ما لالایی برای کسی خواهیم گفت و نسخه هم نخواهیم پیچید! تنها می گوییم ببین چه بر سر خویش و جهان می آورید!

Posted by: maziar at juillet 5, 2011 1:43 AM

انگار
چکه چکه پاک می شوم
از خیال زندگی
در خیال من ولی هنوز
موی توست
و دست من
زیر این چکاچکِ
ضربه ها

Posted by: Hamed at juillet 4, 2011 1:20 PM

رویایی عزیز . عباس معروفی به من گفت که یک جلد از آخرین رمانم " من سبز میشوم، میوه میدهم ؛ انجیر" را به دستت رسانده . خوشحال می شوم اگر خواندی بگویی که چطور دیدیش . یکسر خوب و برقرار باشی ... با مهر و ماه .

Posted by: payam feili at juillet 4, 2011 1:45 AM

اگر آينه‌اش بتواند چكه‌ها‌ي تاريخي را در جان من بازيابي و بازآفريني كند تا من به چشمه‌ي درد خويش راه و معرف يابم، چرا كه نه؟
من به آرام‌بخشي كه لانه ي دردم را بزرگتر كند نياز ندارم...مسكن دروغي است كه مرا سيراب نميكند. تنها عطشم را به ريتم شكنجه بيشتر مي‌كند...آن هم در رقص با نويسنده، در والسي كه هر چند مرا از تنهايي مي رهاند، اما مرا در كنام درد مي‌كشاند، مي‌چكاند..مي‌چزاند...!

Posted by: ماهگون at juillet 3, 2011 2:10 PM
Post a comment









Remember personal info?