avril 13, 2011

دیپلوماسی ِ دروغ

آرش عزیز،

 

در قرارگاه اشرف، این سه هزار و چهارصد مجاهدی که در اسارت عراقیان اند بشر نیستند. و بنابراین هیچگونه حقوقی، بویژه از نوع "بشری" اش، بر آن ها مترتّب نیست. و متصور هم نیست. آن ها حق ندارند، همین!

هیچ حقی از هیچ نوعش. نه، ندارند! نه حق دفاع، نه عقیده، و نه حمایت.

حمایت؟ هه! آمریکای متعهدِ حمایت هم با ساکنان اشرف همان رفتاری را می کند که با سرخ پوست های تاریخ خودش کرده است : دیپلماسی ِدروغ و تقلب! روز با سلحشوران شجاع و شریف سرخ پوست چپق ِ صلح می کشید وبعد در یورشی شبانه، کثیف و نامردانه، آن ها را در خیمه و خرگاه خودشان بی دفاع، بی اسب و اسلحه، می کشت. با لذتی هیستریک و حیوانی. و در کنار آنها، زنانشان و کودکانشان و پیرانشان، بی اسب و اسلحه، چون مرغ سرکنده در خون خود پر می زدند. آمریکا شریف ترین نژاد بی دروغ ِ بشریت را، اینگونه با سلاح ِدروغ، از بشریت ِ ما حذف کرد. و آنچه برای ما امروز ماند، بی ریشه ماند.

این چند "روشنفکردینی" هم، که دینی بودنشان کافی است که روشنفکری شان را به داخل گیومه ببرد، با اعتراض های مشروط و مشکوکشان، اما و اگرهاشان، و محکوم کردن‌ها و"بنابراین زیراکه ولیکن"‌هاشان، هیچ دست کمی ندارند از آن قلمزنان لال و لجنی که ناگهان به زبان می آیند که: "تقصیر خودشان است"، "چوب اشتباه خودشان را می خورند"، "مسئولیت کشتار خودشان با خودشان است".. زهی حقارت!... ابلها مردا! (بیهقی)

و این هر دو باز دستکمی ندارند از آخوندهای ما که به زمامدارهای عراقی، تاتارها، تبریک و تهنیت می گویند. و نمی دانند که در تهنیتِ آنها این ۳۴۰۰ معصوم، معصوم تر از آن ۱۴ تا می شوند.

اینها بر آنند که آنها باید در مرگی فجیع بمیرند چرا که چون ما نیندیشیده اند. ننگ بر ما، ننگ بر چون ما! 

                                          تا وقتی دیگر  قربانت      

يداله رويائی @ royai AT orange DOT fr avril 13, 2011 3:34 PM || Balatarin
Comments

I feel so much hpapier now I understand all this. Thanks!

Posted by: Samanta at septembre 8, 2012 7:30 PM

آن سه هزار و خورده ای معصوم شما یه دورانی با صدام دست اخوت داده بودند تا خواهر این مملکت را به گا بدهند! ترور های کور و شکنجه گاه های بی نام و نشان تهران را که خاطرتان هست!
مسیو رویایی...
برای ابراز انزجار از جیم الف الف راه هایی بهتر از آویزان شدن از سفینه ی اسقاطی مجاهدین وجود دارد...
اشرفی ها تابعیت اروپا دارند و باید تشریف مبارکشان را از عراق گم کنند... ما از حکومت آخوندی متنفریم اما خب با آن امل مآبی جبلی مان خرخره خائن جماعت را می جوییم...
راستی به خیل انتلکتوئل های ایرانی اروپا که اغلب سبزی و باسلق می فروشند سلام بدهید...یاحق

Posted by: Sorfeh at juin 8, 2011 10:39 AM

سلام استاد این دومین باره موضوع پایان نامم نقد فرمالیسم مجموعه اثار شماست خواهش می کنم راهنمایی کنید /منا MOHAMMAD@UNCUT.IR

Posted by: منا at mai 27, 2011 7:27 AM

سلام جناب رویایی
اتود اولیه‌ی یکی از آن کارهایی که گفته بودم آماده شده، و در آدرس زیر قابل شنیدن است.
http://www.arooz.com/index/archive/no-twenty-one/post-1154.php
گفته بودید بی‌خبر نگذارمتان.

Posted by: محمد فراهانی at mai 6, 2011 12:17 AM

سرکوب وحشیانۀ عناصر مجاهدین توسط عراقی های نوکرصفت و مصلحت جو در آن قرارگاه خفقان و نکبت بار به هیچ وجه پذیرفتنی نیست، و علنا و صریحا باید محکوم شود. این نکته را هم باید در نظر داشت که آنچه امروز بر آنان می گذرد نتیجۀ یک رهبریت غلط و ناسنجیده توسط کادر رهبری آنان در گذشته و امروز است. امیدواریم که این تعداد از بازماندگان قرارگاه اشرف سرانجام سماجت و کله شقی و خوش بینی های واهی و زندگانی سوز را ترک کنند، بازیچۀ این و آن قرار نگیرند، و روانۀ کشورهایی شوند که آمادگی پذیرفتن و پناه دادن به آنان را دارند. کادر سیاسی آنان مستقر در کشور فرانسه وظیفه انسانی دارد تا در این راستا اقدامات لازم را به عمل آورد

- بله این سفارشی فوری است، از مرد اتدیشمندِ ما شریعتِ کاشانی، مدیر و سردبیر مجلۀ کارنامه (پاریس) .

Posted by: Shariat Kashani at mai 4, 2011 10:34 AM

ننگ بر ما. ننگ بر چون ما. که «رویا»ی‌مان که نمی‌دانم روشن‌فکری‌اش را باید کجا جا داد- پشت گیومه؟وسط پرانتز؟ بر فراز این همه؟- در خطیرترین جاها، در سخت‌ترین قضاوت‌ها، جایی که روشن‌فکر را روشن‌فکر می‌کند، جایی که خط فاصله است میان عامه‌مردان و روشن‌اندیشان، هم‌بانگ فسیل‌های پلاسیده‌‌ای می‌شود که بدون لیبل آزادی‌خواهی، بشردوستی و صدالبته اپوزوسیون چیزی نیستند. اصلن وجود ندارند. البته با حذف «رویا»ی آزادی‌خواه‌مان، دیگر نمی‌شود عبارت عالی «گوسفندان جهل و جنون» را لینک کرد. پس این عبارت درخشان را وصل می‌کنم به گوشه‌ی قبای خودم و می‌گویم «گوسفندان جهل و جنون» اشرف‌نشین، این «معصوم»هایی که «رویا» هم‌پای برادر مسعود و خواهر مریم، ضریح‌شان را می‌سازد و پرستش‌نکننده‌گان را حرام‌زاده اعلام می‌دارد، خیلی پیش‌تر در اشرف، کشته شده بودند اما بانگ مسلمانی و غیرمسلمانی برنیامد بر این کشتار دشخوار.
ننگ بر ما. ننگ بر چون ما. که روشن‌فکرمان چون عامه‌مردان و عامه‌زنان، وقتی جیغ و فریادش در می‌آید که خون می‌بیند. که سر بریده شده را نظاره کرده. این واکنش از اساس غریزی روشن‌فکر ماست که از او عامه‌ای می‌سازد که زیر چتر دل‌انگیز حقوق بشر و آزادی‌خواهی یله می‌کند تا چند دشمن دیگر را، با گیومه و بی‌گیومه، بکشد زیر دادگاه محاکمه‌ی جنایت‌کاران جنگی و غیرجنگی. هیچ‌کس نه فریاد سر داد، نه بغضی کرد و نه اشکی ریخت، بر سابقن انسان‌هایی که در مسلخ و کشتارگاه اشرف توسط ورد و جادوی اجنه‌های برادر مسعود و خواهر مریم، مسخ شده‌ بودند و در غیبت آگاهی، در غیبت حضور انسان و جهان، حیواناتی بودند، گوسفندانی بودند در آغوش جهل و جنون که صدالبته کشتن‌شان توسط سپاه مالکی ناراحت‌کننده و محکوم است اما هم‌اندازه‌ی کشتن گوسفندهای واقع در عید قربان مسلمانان. وگرنه سوگ انسانی که توسط ایدئولوژی اشرف از شعور و فهم تهی شده بود و به مرتبه‌ی گوسفندی رسیده بود، کجا و سوگ‌واره صادر کردن برای باران گلوله‌ی مالکی بر گله‌ی حیوانات کجا؟

Posted by: hamed at mai 3, 2011 12:22 PM

poetrysound.com
سر فراز می فرمائید

Posted by: کاوه at avril 28, 2011 10:05 AM

بر زیانی که نیاموخته ام کلامی نخواهم راند


دریا ـ ـ ـ
در بغض تو پیر می شود سقف برهنه به باران
با دندان های وقت می افتد و
کمان شانه ی پیروز
سال ها نام تو می گیرد

پیروز
باد خون
آوارتر عبورتر
لیلی خون باخته ی من
...

Posted by: کیارش at avril 26, 2011 7:59 PM

با سلام
حجمی نهان پس پشت پای تو
www.odradek.blogfa.com
تشکر

Posted by: شهروز at avril 26, 2011 11:42 AM

درود بر تو رویایی عزیز
من دل خوشی از مجاهدین ندارم اما نمیدانم چرا نگاه "عمیق" به این تعبیر شده که حکم قتل همه انها را در وجدان خود صادر کنیم!!! چرا ما هنوز معنی عمیق و سطحی را درست نمیفهمیم؟ کسی که نگاه تو را سطحی میداند باید از نگاه عمیق خود بیشتر خبر بگیرد. یک سطح هست که برای نئش مجاهدین دل میسوزاند. یک عمق هست که به قول تو حقشان میداند. اما نفهمیده کسی که عمیق ترین سطح را نمیبیند و آن اینکه اینها هم انسان اند و پای حرفشان دارند جان میدهند... و این قابل احترام است هرچند حرفشان مزخرف باشد... اصلا اینها ایرانی اند، باز هم سطحی است؟؟؟ ببخشید اصلا اینها آدم اند و مرامنامه ای دارند... قاچاقچی و دزد و چک بی محل کش نیستند که هر بار جمهوری اسلامی فستیوال عفو آنها را مدرک رافت اسلامی خود کند و از همه مردم کمک بخواهد که این دزدهای طفلکی (همجنسان خود حکومت در مقیاسی کوچکتر) را از زندان آزاد کنید...!!! ثواب دارد!!! نه اینها این هم نیستند اما قتلشان حکمی عمیق است و بخشش یا رسیدگی به وضع اسفبار آنها نگاهی سطحی!!! باید افکارت بیخطر باشند نه کارهایت، تا بشر محسوب شوی!

Posted by: sepehr at avril 26, 2011 11:13 AM

جناب آقاى رويايى گرامى
نوشته تان را خواندم و بشدت آزرده شدم از اينكه به ميخ "برائت از آخوندها" خائنينى مثل مجاهدين چه در عراق چه اروپا را "معصوم" بخوانند....
آقاى محترم، اين بظاهر اسيران امروز، ادمكشان ديروز كاسه ليس همان "سردمداران تاتار عراقى" ( كه معنى تركيبتان را اصلا نفهميدم) هستند كه زمانى (كه بعضى هموطنان اروپانشين در زمان جنگ، به سرايش اشعار لطيف ميپرداختند) فرزندان اين اب و خاك را كه از سر اعتقاد به ملايان مزّور يا فقط به حرمت دفاع از ميهن، به پا خاسته بودند، با قساوت سلاخى كردند.
يك كلام.... حالم بهم خورد از نوشته تان و اميدوارم فقط از سر ندانستن بوده باشد

- شما ؟ 

Posted by: Sam at avril 25, 2011 12:10 PM


سلام سهراب برای شما
و آدرس وبلاگ جدیدش

www.sohrabmazandarani.blogfa.com

شاد باشید

Posted by: سمانه at avril 20, 2011 6:28 AM

سلام آقای رویایی
با اجازه یکی از شعر هایم رو براتون میفرستم و میخواستم نظرتون و راهنماییتون رو هرچند بدونم

(آزادی اندیشه ایست
که زنجیر های زمان را می گسلد


بگذار بر ساحل آزادی بمیرم

که مرگ

در سجده ی آزادی است)

ضمنا کتا ب هلاک عقل به وقت اندیشیدن
در ایران چاپ نمی شود راهی برای تهیه ی اون هست.

با تشکر فراوان

Posted by: kaveh at avril 19, 2011 1:57 PM

پروژه ی بد-ترجمه و استفاده ی ابزاری از ادبیات فارسی. شعر شما هم در برگردان به فارسی آسیب زیادی دیده است آقای رویایی گرامی. لطفا مقاله ی زیر را بخوانید. پیشاپیش از وقت شما متشکریم
http://mistranslation.persianblog.ir

Posted by: راستی at avril 19, 2011 3:56 AM

و
انسان برای انسان گرگ است. "هابز"

Posted by: ستاره انصاری at avril 17, 2011 4:52 PM

مجید جان، صحبت "گروه منفور تروریستی" نیست، سخن از "انسان" است.

Posted by: Hamed at avril 17, 2011 12:19 AM

زیبا نوشته‌اید. کاش حقیقت مثل ققنوس از خاکستر دروغ برمی‌خاست٬ کاش جان انسان برترین ارزش بود٬ کاش تنفر جایش را به دوست‌داشتن می‌داد... تا فارغ از سیاست و دنیای پلیدش ما آدم‌ها می‌توانستیم خیلی ساده یکدیگر را دوست بداریم و یا اقلا هرآنچه را که برخویش روانمی‌داریم بر دیگران هم روا نداریم. به دور از سیاست٬ مجاهد و حزب‌اللهی همه انسان بودند٬ کسی جان دیگری را نمی‌گرفت و کسی از دیگر کس بیزار و متنفر نمی‌شد. ساکنان اشرف هم انسانند٬ انسان‌هایی که روزی با آرزوی آزادی ایران به آنجا رفتند و گرفتار بازی‌های سران سازمان مجاهدین و حاکمان ج.ا. شدند. اگر قلبمان از رنج و مرگ آن‌ها به درد نمی‌آید باید به انسان بودن خود شک کنیم.

Posted by: حقیقت at avril 15, 2011 3:47 PM

سلام جناب رویایی سرایشگر گرامی......... اصولا هنرمندان وقتی وارد مقولات سیاسی می شوند گاف زیادی می دهند... این نوشته شما دقیقا همان عبارات وادبیات این گروه منفور تروریستی است...... البته کشته شدن این اسیران کسی را شاد نمی کند ومردود است ولی نگاهی سطحی انداختن به مسئله هم نوعی پشتیبانی بی قید وشرط از سازمانی است که دستش تابازو به خون هزاران ایرانی وعراقی آلوده است..... سعی کنید دردام تبلیغان این گروه منفور نیافتید....... موفق باشید.......... ارادتمند ودوست ودوستدار قدیمی شما

Posted by: مجیدکاووسی at avril 14, 2011 1:26 PM

سلام مریم جان
در صفحه شخصی فیس بوک آقای رویایی این پست هست. می توانید شیر کنید:
http://www.facebook.com/#!/profile.php?id=100001995567134

Posted by: علی at avril 14, 2011 10:36 AM

این حقیقت تلخ که تو دنیای امروز کسانی که رو طبل دفاع از بشر و حقوق بشر و مبارزه با تروریسم می کوبند خودش اول از همه بشر رو زیر سوال بردند و رو ححقش با چکمه های میخدار رژه می رن هر روز و هر لحظه تو صورت ما می کوبه. آخوندهای سیاس و سناتورای روشنفکر آزادی خواه با هم فرقی ندارند. همه خودشون رو می خوان به هر قیمتی و از هیچ دروغ و تجاوز و جوری رو گردون نیستند. آدم ر کی که باشه صدام، حسنی مبارک، قذافی، رهبر معظم، شورای انقلاب فرهنگی، مجاهدین با رهبر رو پرده سینما،... همه حق دارن در برابر هر اتهام و حتی جرم ثابت شده ای از خودشون دفاع کنند. هر اشتباهی پیامدی داره اما ...

Posted by: سپیده at avril 14, 2011 10:25 AM

کاش امکان شیر در گودر و فیسبوک رو هم حداقل زیر این یکی پست لحاظ می کردید

Posted by: مریم at avril 13, 2011 10:58 PM
Post a comment









Remember personal info?