décembre 25, 2009

مذهبِ سیاسی: مذهبِ بایر

 

 

عباس عزیز

سیاستِ مذهب را که قبول کنیم مذهب را وارد سیاست مي‌کنيم. وهردو بایر می‌مانند. دراين ميانه هنر نيز. مذهب هیچوقت هنرنداشته است. هنرهائی هم که ازمقدسات برخاسته اند، راندۀ مقدسات بوده اند. و درماندۀ مقدسات
نمونه هائي که مذهب‌ها در‌تاریخ ارائه کرده اند ارائه ای بوده عقیم و بربر و وحشی، که به جهت مردمی بودنش، ویا شدنش، سنتِ وحشت را از وحشی می‌گرفته است. هنوزهم می‌گیرد. مثل ایرانیان ِعصرساسانی در هجوم‌عرب، ومثل مردم ِعصرما درخیابان‌های‌عصر. آنها دربرابر قدرت شمشیرو شتر، واینهادر برابرقدرت باتون و موتور. وهردو اهل مدارا، و"مخملی" . هردو خودشان را به کلمه داده اند. به قدرت کلمه

حساسیت ما در برابر کلمه همیشه مارا به تسلیم و قربانی شدن کشانده است. ایرانی‌ها بر‌خلاف اسطوره‌های قهرمانی شاهنامه شجاع نبودند. و اگر بودند در‌شجاعت وحشی نبودند. فتح راهم کلمه کرد، که "نزد خدا بود"، نه در فرهنگ عرب. امروز‌هم درخیابان های ایران، وقتی که "الله اکبر" تبدیل به "مرگ بر دیکتاتور" می شود یعنی ما به دموکراسی احتیاج داریم و دموکراسی احتیاج به خدا ندارد

تا وقت دیگر قربانت

يداله رويائی @ royai AT orange DOT fr décembre 25, 2009 12:40 PM || Balatarin
Comments

This is just the perfect awnser for all forum members

Posted by: Muhammad at septembre 8, 2012 6:15 PM

سیاست های مذهبی ساسانیان بسیار شبیه سیاست های جمهوری اسلامی بوده است، مثال بارز آن استفاده سیاسی از دین برای سرکوب و فریب مردم ؛حال این مذهب زردشتی باشد یا اسلام تفاوت چندانی در حال و روز مردم مسکین ندارد

Posted by: دلخواه at juin 19, 2010 7:57 PM

سلام
آقای رؤیایی
ما دورادور آثار شما را مشتاقانه دنبال می کنیم

Posted by: سیامک عشاقی at janvier 11, 2010 5:24 PM

سلام استاد
از این حقیر کمتر از هم

بدرود

Posted by: شیفته گمنام at janvier 11, 2010 1:55 PM

رویایی گرامی . با بهترین شادکامیها برایتان آرزوهای خود را رهسپار دیارتان میکنم.

Posted by: مهدی استعدادی شاد at janvier 5, 2010 5:11 PM

پایانی در آتش و آغازی با باد پیش از آن که موریانه ها..
حالا چشمانم را

Posted by: مهرداد at janvier 2, 2010 4:58 PM

(ادامه ی قطعه ) ...


سبز ، دست ، مردم

دست ِِ مردم ِ سبز

دست ِ سبز ِ خواهرم

به آن هنگام که دو انگشت ِ کوچکش

پیروز می شود

سبز می شود

و خون ِ دستش را

به سبز ِ انگشتش

سرخ می کنی !

می فشانی

که تداعی ِ پرچم می شود

و جان ِسرخ ِ او

او راق ِ سبز را

سلاح می شود

سپر می شود

سپر ِ سلاح تو !

دار ، شلاق ، سردار

سردار ِ شلاق

اوباش ِ شلاق

و تو سردارش می کنی

و سردارانت

سر ِ دار می شوند

وقتی انگشت ِ کوچکِ برادر ِ من

پیروز می شود

سبز می شود

شلاق ، دار ، سنگ

و سنگها

از باریکه ی خون ِ صورت ِ مردم

خون ِ صورت ِ خواهر ِ من

می ترکند

زجر می کشند

ناله می کنند

آه می کشند

،

و سبز می شود

و شلاق بر تن فرود می آید

و تو طعم ِ خشم ِ مردم را

می چشی

و اوباشانت از مردم می میرند

و خرخره ی سیاه ی تو را پاره می کنند

سنگ ، مشت ، سبز

و مشت ِ سبز ِ مردم

سنگ می شود

و سبز و سنگ در هم می شود

بر دهان ِ تو می خورد

و تو می خوری

مشت ِ مردم را

و می فهمی

مردم اوباش نمی شوند ! نیستند !

و اوباشانت مردم نیستند !

۲۹دسامبر ۲۰۰۹

Posted by: maziar at janvier 1, 2010 5:13 AM

برای تو

که آنجایی ،

از آنجا ،

که من اینجایم ، دورم ،

می گویم

که شنیده ام نشنیده ای !

که ندیده ام که دیده باشی !

خون ، خوان ، جنون

جنون به خون کشیدن ، به خون کشیدن از استبداد

خوان ، جنون ، خون

خوان ِ خون

و تو خوارنده ی این خون

خون ، جنون ، خوان

تو ارباب ِ جنون

مجنون ِ خوردن ِ خون

به خون کشیدن ِ مردم

شده ای ، بوده ای

تو ، خانواده ات ، خانمانت ، دژخیمت

رژیم ِ مرگت ، رژیم ِ درد

رژیم ِ خیانت ، رژیم ِ قرآن ، رژیم ِ آخوند

وینک

خشم ، خدا ، خبر

خبر ِ خشم ِ مردم

خشم ِ مردم از خدایی تو

از هدایی تو ! از خدای تو !

خدا ، خبر ، خشم

خدا ی خشم ، خشم ِ خدا

مردم اند که خدایند اینک!

خبر ، خشم ، خدا

خبر از خدا نیست !

این خبر ِ خدا نیست !

خبری از خدایی تو نیست

خبر ِ مرگ توست

خامنه ای !

سنگ ، مشت ، خشم

مشت ِ خشم بر پیکرت

مشت ، خشم ، سنگ

سنگ ِ خشم بر دهان ِ اهریمن

بر جان ِ رژیم ِ تو

خشم ، سنگ ، مشت

خشم ِ مشت ، خشم ِ سنگ ،

مشت ِِ سنگ ِ خشم ِ مردم

بر تابوت

بر عفونت

بر تابوت ِ عفونت ِ تو

بر جان ِ کثیف ِ تو

بر دستگاه ِ تو

خامنه ای !

(ادامه در نامه ی بعدی ) ...

Posted by: maziar at janvier 1, 2010 5:12 AM

وقتي ديدم


ضجه ي ِ سياه چاله ي ِ امامه

فتح خرافه مي كند


و شيعه در حريق ِ اشك

جنون ِ حماقت را شيحه مي كشد


و تجربه ي ِ كبود ِ سالها جهالت را

به عقد ِ خرما و مقتل نشسته است


و عقيم ِ عزاي ِ زنجير را

نذر ِ گريه مي كند


و وحشت را

علامت ِ پرچم ِ وحشي مي كند


و خون را قرباني ِ ...


واي

دلهره دارم

Posted by: يوسف بهمن (كاوه) at décembre 30, 2009 8:43 PM

بیزارم از خدای زوری
از زوری که می زنند تا با خدایمان کنند
واز خدایی که به دیکتاتوری ختم می شود
ما به دموکراسی نیاز داریم
و دموکراسی به خدا نیازی ندارد...

Posted by: مهرداد at décembre 30, 2009 3:55 PM

salam Mr.Royaee
good site

tahirian.blogfa.com

Posted by: mtahirian at décembre 30, 2009 10:54 AM

آقای رویایی من گمان می کنم اینها همه ثمره ی دین اسلام است. هر جا دین باشد عقب ماندگب هم همراهش خواهد آمد و بعد از آن وحشیگری و خونریزی از روی عقاید دینی . من هم با دوستی که می گفت این همان آشی است که خودمان پخته ایم موافقم. و آرامش به دست نخواهد آمد مگر با مرگ اسلام یا هر دین جبری دیگری. دوست دارم نظر شما را هم در این مورد بدانم.
- بله، نظر مرا در همين صفحه به وفور مي يابيد

Posted by: صبا مجتبی at décembre 30, 2009 1:55 AM

در حيرت هوش زبان مدرن شعر اين هنر بومي در زيبايي شناسي جهان حجم خيال جاري است. سيلاني ست در جستجوي آن لغت تنها. نردباني ست با سازه هاي هندسي عزيمت شاعر در بعد زمانهاي مكاني و مكانهاي زماني. وقوع نيست - پرتاب ذهنيت هاي استحكام يافته و سر ريز شده ي شاعري ست كه زبان به اشاره مي گشايد و سكوت ميان لبريخته هاي او، نقد رابطه مي كند. (طرح خوانش دو هجا در تالار برگ) پيدا كردن طلا در توده هاي عظيم مسي ست به مثابه ي قطع علف هرزه گي در زبان شعر. پرسه در خلاءي ست معلق در وزن هاي بي وزن. وضعيتي ست كه شاعر در آستانه ي تجربه ي ديگري ست و در جستجوي پس زمينه هاي پسيني اثر فورم ديگرتري را كشف مي كند. و مدام در حال تازه شدن و نو شدن است.

نگاه در عزيمت
تحليل ِ صريح در معادلات نامعلوم است
شرح مجهول

Posted by: يوسف بهمن (كاوه) at décembre 27, 2009 9:41 PM

دکتر رویایی عزیزم،
این جمله ی شما عجیب مرا مشغول به خود کرد!
"ایرانی‌ها بر‌خلاف اسطوره‌های قهرمانی شاهنامه شجاع نبودند. و اگر بودند در‌شجاعت وحشی نبودند. فتح راهم کلمه کرد، که مال خدا بود، نه سنت و فرهنگ عرب."
می دانید، راستیتش ما ایرانی ها بر خلاف تمام ِ ادعاهایمان و همه مکتوباتمان که مدام امر به کار خوب می کنیم ! و مدام دم از رشادتها می زنیم و بزرگمردیها و خصایص و خصایل خوب و ... ، متاسفانه حقیقت امر این است که هیچگاه آنها را نداشته ایم وگرنه هیچوقت نه روزگارمان به اینجا می کشید و نه اینقدر بزرگان ادب آن مرز و بوم از بیداد می نالیدند.
قصد تضعیف و ایه ی یاس خواندن ندارم اما آدمی همیشه چیزهایی را که ندارد طلب می کند مانند خیلی از مردمان ِ خیلی جاهای دیگر ِ دنیا!مثلاً انگلیسیها چون ذاتاً مردمان بی شرفی هستند همیشه اصرار بر این دارند که بسیار شریف هستند و ... !
دمکراسی ای که با الله اکبر به دست آید و رهبرانش موسوی و کروبی (که دومی لقب شیخ هم گرفته!!!!) و پدر ِ ازادی خواهی اش منتظری باشد(که برایش شعر شاملو حرام می کنند و دوستان شاعر لقب پدر به او می دهند!
معلوم است کارش به کجا خواهد رسید!!!
دکتر رویایی عزیزم،
به عنوان یک زندانی سیاسی که همه چیز خود را در راه آزادی گذاشتم ،خیلی
خودمانی بگویم ،بوی آشی را می شنوم که دیگر این دفعه نه دویه ی انگلیسی و نه امریکایی و نه روسی ست،بلکه آشی ست که خودمان تهیه آش ردیم و لاجرم تا قاشق آخر نصیب خودمان خواهد شد.
چیز هایی را خواندم و شنیدم که واقعاً دلسرد و مایوسم کرد.
راستی سال نو ِ میلادی مبارک
مازیار

Posted by: مازیار at décembre 26, 2009 7:44 PM

اینکه پیش نیاز مرگ بر دیکتاتور برای ما، خود شعاری بود چون الله اکبر که در درون خودش پذیرش یک ذیکتاتوری است، جالب است. این سیر حرکت تاریخی ما را نشان میدهد. حرکتی متناقض: هم کند و هم تند.بعد از 30 سال، دوباره شعار می اید و بعد از چندماه میشود شعاری دیگر.

Posted by: فروهر at décembre 26, 2009 6:34 AM

تهران تنها نیست... مردم سبز ایران یکپارچه صبح عاشورا ساعت 10 مقابل یزید زمان می ایستند.

مسیرهای عزاداری:
تهران : میدان امام حسین - میدان آزادی
2-یزد : چهارراه شهدا خ قیام تا میدان فاطمی
3-همدان : میدان امام خمینی - میدان بوعلی - میدان آزادی
4-ساری : خ جمهوری اسلامی- میدان ساعت تا میدان شهدا
5-رشت : میدان انقلاب - میدان شهدا
6-تبریز : خ جمهوری اسلامی - میدان شهدا - میدان توحید
7-ایلام : میدان امام خمینی- خ فردوسی - میدان 22 بهمن
8-اصفهان : خ چهارباغ پایین - میدان انقلاب ( سی وسه پل) تا میدان تختی
9-اهواز : خ طالقانی- میدان شهدا تا خ دکترشریعتی
10-اردبیل : میدان امام حسین- خ امام خمینی- میدان امام خمینی- میدان عالی قاپو- خ شیخ صفی تا میدان امام خمینی
11-اراک : خ امام خمینی- میدان ولی عصر تامیدان شهدا
12-اورمیه : خ امام- میدان انقلاب تا بازار
13-شیراز : خ کریم خان زند- فلکه ستاد تا فلکه شهدا
14-قزوین : خ امام خمینی وآیت الله طالقانی ازمیدان ولی عصرتامیدان جهاد
15-قم : خ آستانه میدان آستانه- بلوارشهید منتظری- خ مرعشی نجفی - میدان شهدا
16-کرج : خ طالقانی برج ساعت تا میدان هفت تیر
17-کرمان : خ میرزا رضا کرمانی میدان فابریک تا میدان مشتاقیه
18-کرمانشاه : بلوارشهید مطهری ازمیدان غدیر تا میدان شهید رجایی
19-یاسوج : خ جمهوری اسلامی میدان آزادی تا میدان بسیج
20-مشهد : بلوار امام رضا(ع) فلکه برق تا حرم و بلوارطبرسی ازمیدان راه آهن تا حرم
21-بندرعباس : خ امام خمینی ازمیدان انقلاب تا میدان شهدا
22- زنجان : خیابان های منتهی به حسینیه اعظم زنجان

Posted by: saam at décembre 25, 2009 4:23 PM
Post a comment









Remember personal info?