juin 4, 2009

آفوریسم


                                                         
برچیده از کتاب "عبارت از چیست"
انتشارات آهنگ دیگر                       

◄دستِ تاریکی است که در من می نویسد وقتی که شعر می نویسم. نثر های من
همیشه به تصادف آمده اند
◄حرف هائی که بنا به تصادف مي آيند بنا را از تصادف بر می دارند.

◄مصرع همیشه معبر می ماند حتی در نثر 

 ◄خواننده هائی هستند که از تاریکی شعر را می خوانند، و خواننده هائی که شعر را در تاریکی می خوانند.وحرف، در تاریکی است که از تاریکی بیرون می آید. 

◄دوستان ما به ما حق نمی دهند که مخالفشان باشیم. ولی دشمن من می‌دهد،تا مخالف
کسی باشم که مخالف من است، و دشمن من را همین حق زیبا می کند. 

◄همیشه آنکه درست حرف می زند لزوما خرف درستی نمی زند 

◄ " لبریخته ها" کار پائین آمدنِ از کوه است، و نه عطیۀ الهام . بی جهت نیست که همۀ
پیمبران به کوه زده اند 

◄ بهترین نقد ها نقد هائی اند که فقدان دلیل دارند 

◄در نقد شعر بهتزین و توانا ترین همه هنوز خود شاعر است

◄ رودخانه ای که می گذرد در‌نمی گذرد

يداله رؤيايی @ royai AT orange DOT fr juin 4, 2009 1:22 AM || Balatarin