juillet 7, 2008

سرزمین هرز

 

هیچ کس بر هیچ کس تأثیرنمی گذارد، حوزۀ تأثیرگیری به صفررسیده و این درحالی ست که همه شبیه هم می نویسند"      از وبلاگ خداداد فروهر

عباس عزیز 

در نقد ما، بویژه نقد شعر، رایج این است که در کار شاعر اول به دنبال کشف تاثیر می گردند تا ببینند جای پای کدام شاعر ِپیش از او در اوست که آنرا مثل عیب، یا ضعفِ کار، پرچم کنند . و این مرا همیشه به خاطره ای از شاعر بزرگ فرانسوي، لوئی آراگون، می برَد

لوئی آراگون را اولین بار در پیاده روهای بولوار سن ژرمن دیدم، سپتامبر 1981 بود. من با نادر نادرپور بودم و او با حمید فولادوند (جوان زیباروی و رعنائی که سالهای آخر ِاو را با او می گذراند)
حمید مارا بعنوان دو "شاعر بزرگ فارسی زبان" معرفی کرد و آراگون همینکه دید ایرانی هستیم مارا همان جا، بر سر میزی که در آفتابِ پیاده رو خالی مانده بود، به پیاله ای دعوت کرد 
نشستیم ، و او بی هیچ مقدمه ای شروع کرد واز حیرتِ خود از سعدی گفت، و بسیار می گفت. نادر پور که شعر و ادبیات فرانسه را خوب می شناخت گفت : من هم موارد بسیاری از تأثیر سعدی را در کارهای شما و نیز در مجموعۀ "چشم های الزا" دیده ام 
آراگون پیاله اش را سرکشید و گفت  
من از تمام بزرگان عالم تأثیر گرفته ام -
و نادر پور که یک لحظه اندیشیده بود نکند گاف کرده باشد حرف را به الزا* برگرداتد
 و گفت
     
ولي تأثیر بزرگِ الزا را هم نمی شود ندیده گرفت، چشم های الزا در بیشتر شعرهاي شما منبع الهام شمابوده اند  
آره، نمیدانم چرا، با اینکه چشم های زشتی داشت -
به زحمت لبخندی زدیم چون نمی دانستیم باید بخندیم یا بگوئیم اختیار دارید استاد
این را گفت و دوباره سر سعدی رفت و ما تاآخر چیزی نگفتیم. پیاله هامان که خالی شد بلندشدیم و تشکرکردیم. من گفتم: دوباره خوانش سعدی را از سر خواهم گرفت، مطمئن باشید
دستش را از روی شانه ام بر نمی داشت وقتی که می گفت 
بخوانید، بخوانید، فقط بزرگ هارا بخوانید، ویادتان باشد که : - من از تمام بزرگان عالم تأثیر
گرفته ام

هنوز در اینم که دراین حرف فروتنی بود یا ادعا

تا وقت دیگر قربانت

 

الزا تريوله نويسنده روسي الاصل فرانسوي، معشوق مايا کوفسکي، و بعد همسر و معبود آراگون(1896-1970