mars 24, 2007

مُعمای ترجمه


عباس عزیز،

شعر به‌وسیله‌‌ی زبان به خارج از زبان می‌رسد. قصه هم همین‌طور.
یا باز‌آفرینی متن است: فرم
یا برگردان متن: نقل

- آیا یک قطعه شعر (poème)  می‌تواند تخریب شعر  poésie)  يا  (Poetry کند؟
- آیا ترجمه یک قطعه شعر می‌تواند در زبان دیگری، شعر دیگری بيافریند؟

اینها سؤال‌هايی است که ناشر کتاب «اسپاسمانتال»‌ها در فرانسه مطرح کرده‌ است. و به این سؤال آخری عده‌ای پاسخ می‌دهند:
عده بیش‌تری: نمی‌تواند
عده کمی: می‌تواند
عده کم‌تری: باید

نمی‌دانم عقیده‌ی مؤلفان و مترجمان ما در این باره چیست. و شاید هم این سؤال اهمیت چندانی ندارد؟!
                                                          تا وقت دیگر، قربانت 

 

mars 10, 2007

Espacement(al)s

  به نقل از مجلۀ «خوانش»
 فصلنامۀ ادبی ، شماره ۴-۳  
 کتابی از یداله رویائی در زبان فرانسه بنام  * Espacement(al)s 

   
 " علت غائی آنست که چیزی ازبرای صورت او (چیز)
ساخته شود. وکلمه خانۀ شیطان می شود " (سهروردی)

پشت جلد کتاب در بهار امسال انتشارات انوانتر Editions L’inventaire ) درفرانسه کتاب تازه ای از یدالله رویائی منتشر کرد با عنوان «اسپاسمانتال»ها، که ترجمه ی  هشتاد و دو قطعه از اشعار او را در بر دارد. این کتاب که عنوان آن را درفارسی می توان به «حجمی‌ها» ترجمه ویا تعبیر کرد، منتخبی است ازکتاب های «دلتنگی‌ها» و «لبریخته‌ها» و نیز شعرهائی که بصورت پراکنده منتشرشده و هنوز کتاب نشده اند. وچنانکه از نام کتاب برمی‌آید شعرهائی اند که در آنها تمایلات حجم گرائی (اسپاسمانتالیسم) بیشتر نشان داده می شود
 پیش ازآن نیز دو کتاب دیگر از او در فرانسه ترجمه و منتشرشده است با نام‌های:
 - Et la mort était donc autre chose
- پس مرگ چیزی دیگر بود، به ترجمه ِ کلود استبان و برنار نوئل. باهمکاری کریستف بالایی(انتشارات کره آفیس، ۱۹۷۷)
- امضاها، (Signatures) ترجمه ی کریستف بالایی ، انتشارات دنا، ۲000
اما در ترجمه ی کتاب "اسپاسمانتال ها" نام های آشنا و ناآشنائی شرکت دارند که به تدریج و در طول زمان، به ترجمه ی کارهائی از رویائی پرداخته اند :  برنار نوئل، آلن لانس، آرش جودکی، فرانک هشترودی، دومینیک پره شه، آندره آلیگرو، کارولین داورپناه،  والبته خودشاعر .

                    ترجمه‌ی شعر :  نوعی باز آفرینی

رویائی در این باره می‌گوید:
بیشتر اشعار پراکنده و منتشر نشده‌ی این کتاب، به ترجمه‌ی خود او انجام گرفته‌اند، که در وافع برگردان ِآزادی است که از کار های خود کرده است، بیشتر به منظور "حفظ روحیه ِشعر در زبان ترجمه".
 " اتوترادوکسیون" Autotraduction ) عنوانی ست که رویائی برای این کار خود انتخاب کرده است. واژه ای که پیش از آن، کاربردی در فرانسه نداشته، ویا لااقل در دیکسیونرها نیامده است. به همین جهت ناشر ِکتاب ازاین ترجمه ها  به نوعی" باز آفرینی"  یاد کرده ودرتوجیه آن آورده است که :
«در ترجمه‌ای که کلود استبان و برنار نوئل از کارهای رویائی در سال   1997 با کمک کریستف بالایی  ارائه کرده بودند(انتشارات کره آفیس – روآیومون) دقت ووفاداری یه متن چنان بود که به نظر مولف امانت داری درمتن ِ شعر ، خود ِشعر را از فرم و شکل ، ومعماری قطعه که جوهر اصلی کار اوست، دور کرده بود. لذا رویائی با اعتقاد به ترجمه ناپذیر بودن ِشعر، و بویژه این نوع شعر، بر آن است که در ترجمه ی شعر خود ازخود، مولف می تواند زبان مهمان را در زبان میزبان حذف کند تا آنجا که به متن ِخود وفادارانه  بی وفا بماند.»(مقدمه‌ی ناشر، ص.۷)
و ادامه می‌دهد که از این لحاظ ترجمه‌ی رویائی از اشعار خود،  گاه غرابت‌ها و نادره‌هائی در زبان فرانسه ارائه می‌کند که در بسیاری از ما تحسین ودر بسیاری مقاومت بر می‌انگیزد. ولی او (رویائی) درتوجیه این کار خود می‌گوید:
«متنی که از یک زبان بیگانه ترجمه می شود یبگانگی هائی را هم ناچاربا خود بهمراه می آورد، وما نباید از آن بترسیم بلکه برعکس باید از این مبادله ها استقبال کنیم چون به غنا ورفع کمبود های هردو زبان در طول زمان کمک می کند».
ازاین نوع غرابت ها را، از همان اول، می توانیم درعنوان کتاب ببینیم، باتصرف
 درعلامت ِجمع در زبان فرانسه :
(   Espacementaux بجای Espacement(al)s)،    تا شعرهائی درداخل کتاب ، که از آن میان چند قطعه از صفحه های ۱۱ و۱۳ و ۴۳و۴۴ و۴۵ را انتخاب کرده و در اینجا می آوریم با متن های فارسی ِ منتشر نشده ی آنها  که رویائی به خواهش ما در اختیار «خوانش» گذاشته است.

    ۱ 
 
  حس ِ حضور
  می بینمش

پیش از حضور ِ مبهم ِ حسی
که نیست
 
Le sens
Je le vois présent
avant qu’il ne soit réel
confusément présent 

 ۲

زانوان ِاطاعت
بر کنده ی درخت  
 چهره ی الوار

و حرف
ثقل ِغبار بر بال

با خون تازه
وقتی که زاویه می سازد
بازوی کودک از تلاقی توپ

کنده ی زانو در خواب ِسقف
چهره ی الوار

Genou respire soumission
au nœud du chêne

Marche des ailes parole
Poussiérée de vol se fait entendre
 
Canon parallèle au bras d’enfant
mélancolie de l’angle
formée de la rencontre fraîche du sang

et du genou écorché qui répond
le nœud de la poutr
 
۳

تعریف من جزیره ای ست
تنها بر آب

جزیی از چیزی با چیزش تنها نیست
یک جای مرده در متن
  حصار ِ محصورم -
معبر ِمجبور ِحرف 
مجهول ام

مرگ ِمعصومم غرق
غرقاب را دهان و دهانه است
 

در حال ِمن گذشته ی من جاریست
مثل گذشته در گذشته ی من
 

یک جای مرده بر دریا
     - حال ِهمیشه -
که با همیشه اش  تنها ست.


Seul avec la mer une île me définit
 

Le détail n’est pas seul

coin nécrosé du texte

une étape envahie

je m’ignore
 

Ma mort innocente

le langage de l’abîme

l’imparfait roule dans mon présent

comme une fois dans mon passé

au coin nécrosé de la mer

je reste à jamais un parfait présent


۴
 
سنگ ساده
سنگ شاد
سنگ انتظار آمدن مرغ مسافر
 

در لحظه ی نشستن مرغ  سنگ
لحظه می شود

سنگ ِ مرغ
لحظه ی سنگی

 
Pierre facile
Désir et dommage
attend l’assise de l’oiseau
passager
 

moment d’assise
elle le devien
pierre l’oiseau
 Moment pierreux 

 ۵ 
و چاه که می روید
 در حلقه ی چاه
گم می کند جدار خودش را
 

گم می کند جدار ِخودش را مار
و جلد ِ یادگار
بر سر بارو بارو را
اشاره ی بارو می خواهد
 

وقتی نگاه بار ِخودش را 
 با پرش ِپلک می بّرد 
 درپرش ِپلک می پّرد

 

تو در جلوتر ِ تو می دود و من 
 بعد ِ نام ِمن
 

در فکر ِسنگ
رودخانه کوچه میشود
درفکر ِسنگ رودخانه کذر گاه

و گام 
- موسیقی ِنمک –
اندازه های زمین را اندازه می گیرد

وقتی که کف
روی صف ِ سفید ِ سرانگشت های گریزان می بندد
 

    Le trou qui pousse perd la paroi

pousser le trou
peau laissée du serpent
réveille le rempart

Paupière tranche
et le regard porte son contenu comme  paupière

Tu cours devant toi et je suis l’après de mon nom
 

Chant du sel
la rivière se veut la ruelle
dès que la pierre la pense

et l’écume se fige en clavier courant. 

۶ 
چشمی در زخم

چشمی میان زخم
 
میان زخم، چشم  میان بود
میان چشمی دیگر، زخم
چشم ِآدمیان بود
 

چشمی میان زخم
میان زخمی چشم
زخمی میان چشم
 
در لمس ِ دو چیز
چیز ِسومی همیشه لمس می شود :
لمس
 

Un œil dans la plaie

ne veut pas être milieu

mais au milieu

Un autre œil fait le milieu

d’une autre plaie

pour un œil au milieu

d’une plaie autre
 

L’œil de la plaie le milieu

Le milieu de l’œil la plaie

Et la plaie l’œil du milieu
Deux choses qui se touchent
touchent une troisième

le toucher

 

 * در ۱0۴ صفحه، با تصویری از کولت دبله نقاش ، به بهای ۱۵ اورو، در کتابفروشی های فرانسه، بلژیک، و
 سرزمین‌های فرانسوی زبان، و سایت هاشان نظیر fnac.com یا alapage.com و یا amazon.fr